آریا جوان -
یادداشت مهمان _ سیدرضا صالحیامیری وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی: تجربه تاریخی ملتها نشان داده است که در برخی مقاطع حساس، با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی مواجه میشوند. جامعهای که در آن مردم و نخبگان درباره آینده کشور و پیامدهای تداوم بحران دچار پرسش و ابهام میشوند، در وضعیتی شکننده قرار میگیرد؛ در چنین شرایطی، جامعه در لوپ نارضایتی، اعتراض، عصبانیت، خشم و خشونت گرفتار میشود.در این شرایط، سیاستگذاری و حکمرانی کارآمد نیازمند فهم عمیق ساختارهای اجتماعی، تاریخی و تمدنی است تا کشور را پایدار، باثبات و امن نگه دارد.
ایران امروز در چنین وضعیتی قرار دارد: جامعه پرسشگر است، نخبگان و مدیران در حال تحلیلاند و افکار عمومی فراتر از مرزها، تحولات کشور را رصد میکند. این شرایط، ضرورت تمرکز بر انسجام ملی، سرمایه اجتماعی و کارآمدی در بستر ظرفیتهای تمدنی را بیش از پیش برجسته میسازد. تحلیلهای سطحی و واکنشی پاسخگو نیستند؛ عبور موفق از بحرانها مستلزم حکمرانی خردمندانه، درک تاریخی و فرهنگی عمیق و بهرهگیری هوشمندانه از سرمایه اجتماعی بهعنوان یکی از کلیدیترین مولفههای توسعه پایدار است.
هفتاد و هفتمین سفر استانیام به استانهای خوزستان و لرستان نمونهای عینی از چنین واقعیتی بود. این سفرها، اقداماتی برای پایش ظرفیتهای انسانی، تمدنی، اجتماعی و انسجام ملی در میان مردم محسوب میشوند. چنین رویکردی بیانگر سیاست توسعهای است که ادغام سه عنصر اصلی را مبنای خود قرار داده است: سرمایه اجتماعی، حکمرانی کارآمد و تکیه بر میراث تمدنی ایران.
در پلدختر و دزفول، تعامل مستقیم با مردم و حضور در شورای اداری، فرصتی فراهم آورد تا واقعیتهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی استانها بهصورت مستقیم دیده و تحلیل شوند. گفتوگو و شنیدن صدای مردم نه تنها درک تحلیلی ما را تقویت کرد، بلکه باور ما را نیز که توسعه ملی و پایدار بدون سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و کارآمدی، تنها یک توهم بیش نخواهد بود، مستحکم ساخت.
در شورای اداری لرستان با مدیران، نخبگان و نهادهای مدنی گفتوگو و تاکید شد که توسعه متوازن بدون تکیه بر سه مولفه بنیادین امکانپذیر نیست: نخست، تقویت سرمایه اجتماعی که از طریق اعتماد متقابل میان مردم و دولت، مشارکت مدنی و انسجام ملی شکل میگیرد؛ دوم، ارتقای کارآمدی حکمرانی از طریق مدیریت خردمندانه منابع و فرصتهای بیشمار و سوم، بهرهگیری استراتژیک از میراثفرهنگی و ارتقای دلبستگی به هویت ایرانی که نه تنها ابزار توسعه اقتصادی، بلکه ستونهای هویت ملی و انسجام اجتماعی را مستحکم میکند. نظریههای توسعه پایدار و حکمرانی نشان میدهند که رشد اقتصادی بدون انسجام اجتماعی و سرمایه فرهنگی، شکننده و ناپایدار خواهد بود.
زیارت مرقد مطهر سبزقبا(ع) و مواجهه با هتک حرمت اخیر به مقدسات، نمونهای عینی از چالشهای فرهنگی و اجتماعی بود که در ناآرامیهای اخیر بروز یافته است. این اقدامات، تهدید سرمایه اجتماعی و انسجام هویتی جامعه را به همراه دارد. عبور موفق از چنین بحرانهایی مستلزم ارتقای آگاهی عمومی، تقویت نهادهای اجتماعی، مشارکت فعال مردم و انسجام ملی است؛ درسی که تاریخ ایران بارها نشان داده است. تجربه تاریخی ملت ایران تاکید میکند که انسجام جمعی، خرد جمعی و همدلی، سد مستحکمی در برابر تهدیدها و بحرانهاست و خاری و ذلت را بر دشمنان باقی میگذارد.
در خوزستان، بازدید از شهرستان دزفول و پایش مسائل مرتبط با میراثفرهنگی، از جمله پل تاریخی ۱۸۰۰ ساله، پایگاه تاریخی جندیشاپور و بافت تاریخی دزفول، نمونهای از اهتمام دولت به حفاظت از سرمایههای تاریخی و ارتقای ظرفیتهای فرهنگی کشور بود. این بازدیدها، تجلی یک سیاست کلان توسعهای است که تحقق توسعه متوازن، ارتقای سرمایه اجتماعی و حفاظت از میراث فرهنگی را به هم پیوند میدهد. بدون تکیه بر توان بومی و ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی، هیچ پروژه توسعهای در ایران پایدار نخواهد بود.
تجربه هفتاد و هفت سفر استانی در ۱۸ ماه گذشته نشان داد که ایران، یک هویت زنده تاریخی و تمدنی است؛ پیوندی عمیق میان مردم، فرهنگ، ایمان و سرزمین. حکمرانی در ایران بدون فهم جامعهشناسی ایرانی، مردمشناسی تاریخی این سرزمین، دلبستگی عاطفی ایرانیان به وطن و نقش تعیینکننده فرهنگ، هنر، سنت و میراث در بازتولید انسجام ملی، دچار اختلال مفهومی خواهد شد. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که «اسلام و ایران» دو ارزش مقوم و مکملاند که در کنار یکدیگر، ضامن بقا، عزت و پایداری این سرزمین بودهاند؛ هرگاه این پیوند تقویت شده، ایران از بحرانها عبور کرده و هرگاه نادیده گرفته شده، شکافها تعمیق یافتهاند.
سیاست ما در این دو سفر اخیر نیز بازنمایی پیوند میان توسعه متوازن، گردشگری و حفاظت از میراثفرهنگی بود. گردشگری، علاوه بر ارتقای اشتغال و رونق اقتصادی محلی، زمینه بازشناسی و ارتقای هویت فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را فراهم میآورد. این رویکرد، نمونهای از حکمرانی خردمندانه و تحلیلی است که در آن برنامهریزی راهبردی، بهرهگیری از منابع انسانی و طبیعی و احترام به تاریخ و فرهنگ، بهصورت همتراز و همپیوند اجرا میشود.
سفرهای اخیر، فرآیندی تحلیلی و علمی برای شناسایی واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استانها بود. عبور از شرایط دشوار کنونی تنها با همدلی ملی، مشارکت فعال مردم، برنامهریزی خردمندانه و احترام به ارزشهای فرهنگی ممکن است.
آینده ایران، نه در تصمیمات مقطعی و واکنشی، بلکه در حکمرانی خردمندانهای رقم میخورد که ایران را با تمام مؤلفههای تمدنی، فرهنگی، تاریخی و انسانیاش ببیند؛ حکمرانیای که مطالبات واقعی مردم، بهویژه نسل جوان، را بشناسد، گفتوگوی ملی را بهمثابه یک ضرورت راهبردی بپذیرد و سرمایه اجتماعی را نه یک ابزار، بلکه شالوده امنیت، توسعه و اقتدار ایران بداند. مسیر پیش رو، مسیر فهم عمیق ایران، اعتماد به مردم ایران و اتکای هوشمندانه به میراث عظیم این سرزمین است.
کشور ما، ایران، با پشتوانه تمدن کهن، فرهنگ غنی، هنر بینظیر، مردم متحد و سرمایه اجتماعی پایدار، توان عبور از دشواریها را دارد و آیندهای عزتمند، پایدار و متوازن را رقم خواهد زد. تقویت گفتوگوی ملی و اعتماد عمومی، ستونهای اصلی عبور ایران از پیچ تاریخی کنونی و پیشبرد توسعه پایدار و بقاء کشور هستند. مسیر پیش رو، مسیر خرد جمعی، انسجام ملی و بهرهگیری هوشمندانه از منابع فرهنگی، انسانی و طبیعی است؛ مسیری که تضمینکننده اقتدار، امنیت و شکوه ایران در قرن حاضر و قرنهای آینده خواهد بود.