آریا جوان -
یادداشت مهمان،حمیدرضا سیدناصری، ناشر، نویسنده و پژوهشگر: ناشر را نمیتوان تنها با شمار کتابهایی که منتشر میکند یا میزان فروشی که به دست میآورد، ارزیابی کرد. پرسش اساسی این است که او در نسبت میان اندیشه امروز و انسان فردا چه جایگاهی دارد؛ آیا صرفاً واسطهای میان نویسنده و خواننده است یا نهادی که در شکلگیری افق فکری جامعه و ساختن آینده فرهنگی آن نقش دارد؟ تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان فروش کتاب و پاسداری از اندیشه است. کتاب، پیش از آنکه کالایی برای مبادله باشد، حامل تجربه، دانش و اندیشه انسانی است؛ و ناشر، با انتخاب و انتشار آن، در تعیین اینکه چه اندیشههایی فرصت حضور در جامعه پیدا کنند، مسئولیتی فراتر از محاسبات تجاری بر عهده میگیرد.
هر ناشر، آگاهانه یا ناآگاهانه، با انتخابهای خود تصویری از آینده ترسیم میکند. فهرست آثار یک انتشارات صرفاً مجموعهای از عنوانها نیست؛ نشان میدهد ناشر چه مسائلی را مهم میداند، چه نیازهایی را در جامعه تشخیص میدهد و چه افقی را برای رشد فکری مخاطبان خود در نظر گرفته است. او تنها به تقاضای موجود پاسخ نمیدهد، بلکه گاه نیازهایی را آشکار میکند که هنوز به مطالبه عمومی تبدیل نشدهاند. از همین رو، ناشر آیندهساز کسی است که میان پسند امروز و ضرورت فردا تمایز قائل میشود و میداند برخی کتابها، پیش از آنکه در بازار شناخته شوند، باید فرصت دیدهشدن پیدا کنند.
البته این سخن به معنای بیاعتنایی به اقتصاد نشر نیست. انتشار کتاب بدون درآمد پایدار، دیر یا زود با دشواری روبهرو میشود و رسالت فرهنگی بدون پشتوانه اقتصادی ممکن است در حد آرزو باقی بماند. مسئله آن است که اقتصاد باید در خدمت استمرار رسالت نشر باشد، نه اینکه رسالت نشر به سود کوتاهمدت فروکاسته شود. فروش، شرط مهم بقای کتاب در چرخه تولید و توزیع است، اما معیار نهایی ارزش فرهنگی آن نیست. چهبسا کتابی با فروش محدود، پرسشی بنیادین در ذهن جامعه ایجاد کند و اثری دیگر، با وجود فروش گسترده، پس از مدتی از حافظه عمومی کنار برود. ناشر خردمند نه بازار را نادیده میگیرد و نه داوری خود را یکسره به آن واگذار میکند؛ او میان ضرورت اقتصادی امروز و مسئولیت فرهنگی فردا تعادل برقرار میسازد.
یکی از مهمترین وظایف ناشر، تشخیص کیفیت و اعتبار آثار است. این تشخیص به شناخت دانش، ادبیات، نیازهای اجتماعی و اقتضائات مخاطب نیاز دارد. ناشر صرفاً سفارشدهنده چاپ نیست؛ او باید بتواند درباره ارزش محتوا، ضرورت ویرایش، اعتبار منابع، کیفیت ترجمه و تناسب اثر با نیازهای جامعه داوری کند. همچنین باید برای نویسندگان تازه، اندیشههای نو و آثاری که هنوز بازار شناختهشدهای ندارند، فرصت ایجاد کند. اگر تنها کتابهایی منتشر شوند که موفقیت اقتصادی آنها از پیش تضمین شده است، چه کسی امکان ورود اندیشههای تازه را به عرصه عمومی فراهم خواهد کرد؟ بسیاری از سرمایههای فکری جامعه، پیش از آنکه به ارزش اقتصادی تبدیل شوند، به اعتماد، شکیبایی و فرصت نیاز دارند. ناشر در برابر خواننده نیز مسئول است. او با نام و اعتبار انتشارات خود، اعتماد مخاطب را به دست میآورد و این اعتماد را نباید با انتشار آثار کممایه یا وعدههای تبلیغاتی بیپشتوانه فرسوده کند. کتاب خوب باید از استحکام علمی، صداقت محتوایی و کیفیت حرفهای برخوردار باشد و بتواند به گسترش دانش، تقویت قدرت داوری و ارتقای فهم خواننده کمک کند. در روزگاری که حجم اطلاعات پیوسته افزایش مییابد، اما فرصت اندیشیدن عمیق محدودتر میشود، وظیفه ناشر تنها عرضه محتوای بیشتر نیست؛ او باید به تمایز میان اطلاعات پراکنده و دانش معتبر نیز یاری برساند. آینده فرهنگی جامعه به کتابهایی نیاز دارد که انسان را به پرسیدن، سنجیدن و مستقل اندیشیدن دعوت کنند. از سوی دیگر، آیندهسازی فرهنگی به معنای تحمیل سلیقه ناشر بر جامعه نیست. ناشر مسئول باید امکان مواجهه با اندیشههای گوناگون را فراهم آورد و در عین احترام به تنوع فکری، معیارهای علمی و اخلاقی را پاس بدارد. رسالت او گسترش میدان اندیشه است، نه محدودکردن آن به باورهای شخصی خود. همچنین باید توجه داشت که انتشار کتاب بهتنهایی کافی نیست؛ کتاب زمانی به سرمایه فرهنگی تبدیل میشود که امکان دسترسی به آن فراهم باشد و در زندگی فکری مخاطبان جای بگیرد. ازاینرو، کیفیت توزیع، تناسب قیمت با توان خرید مردم، ارتباط با کتابخانهها و مراکز آموزشی و بهرهگیری سنجیده از فناوریهای نوین نیز بخشی از مسئولیت ناشر در برابر جامعه است.
در نهایت، مسئله این نیست که ناشر کتاب بفروشد یا فرهنگ بسازد؛ او ناگزیر باید کتاب بفروشد، اما پرسش تعیینکننده این است که فروش را در خدمت چه هدفی قرار میدهد. اگر فروش، غایت نهایی باشد، ارزش اندیشه به میزان سودآوری آن وابسته میشود؛ اما اگر فروش وسیلهای برای استمرار رسالت نشر باشد، میتوان میان نیاز امروز و ضرورت فردا، میان آثار پرفروش و کتابهای بنیادین، و میان ملاحظات اقتصادی و مسئولیت فرهنگی رابطهای سنجیده برقرار کرد. ناشر آیندهساز به بازار توجه میکند، اما اجازه نمیدهد بازار بهتنهایی درباره سرنوشت اندیشه تصمیم بگیرد. کتاب، گفتوگویی است میان انسان امروز و انسان فردا؛ و ناشر کسی است که امکان تداوم این گفتوگو را فراهم میکند. او نمیتواند بهتنهایی آینده یک جامعه را بسازد، اما میتواند در شکلگیری بنیانهای فکری آن سهمی ماندگار داشته باشد. ارزش حقیقی ناشر، تنها در تعداد کتابهای منتشرشده یا میزان درآمد او خلاصه نمیشود، بلکه در کیفیت انتخابهایش، اعتمادی که میان کتاب و خواننده ایجاد میکند و اندیشههایی است که فرصت حضور و ماندگاری مییابند. فروشنده کتاب، کتاب را به دست خواننده میرساند؛ اما ناشر آیندهساز، میکوشد با رساندن کتاب درست به دست خواننده، توانایی فهم آینده را در او پرورش دهد.