آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «مثلی» که حاصل مواجهه ۲۱ نویسنده با خبر شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی است، بهعنوان نخستین اثر، در ایوان شاهنامه باغ کتاب تهران رونمایی شد.
محمدمهدی شیخصراف، فعال فرهنگی و یکی از راویان کتاب «مثلی»، در آیین رونمایی از این اثر با اشاره به اهمیت ثبت روایتهای مربوط به شهادت رهبر شهید انقلاب گفت: اهمیت این کتاب، افزون بر شخصیت محوری آن و جایگاه تاریخی نخستین رهبر یک کشور که در دوران معاصر به شهادت رسیده، به علاقه و توجه ویژه ایشان به کتاب و کتابخوانی بازمیگردد.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب کتاب را بسیار عزیز میدانستند و همواره مردم را به مطالعه تشویق میکردند. ایشان نویسندگان را به نوشتن آثار خوب ترغیب میکردند و به شیوههای مختلف به آنها اطلاع میدادند که آثارشان را خواندهاند یا درباره کتابشان نظر و دیدگاهی داشتهاند.
شیخصراف با اشاره به تأکید رهبر شهید بر ترویج کتابخوانی ادامه داد: ایشان تأکید کرده بودند که اگر بدانند با صحبت کردن درباره کتاب میتوانند مردم را به مطالعه تشویق کنند، روزی یک ساعت و نیم از وقت خود را صرف صحبت درباره کتاب و دعوت مردم به کتابخوانی خواهند کرد. ایشان مطالعه را هم یک امر ملی و هم یک فریضه دینی میدانستند؛ از همین رو، پرداختن به زندگی و شخصیت چنین فردی در قالب کتاب اهمیت ویژهای دارد.
این فعال فرهنگی با اشاره به طراحی فضای رونمایی گفت: برگزارکنندگان، کتاب «مثلی» را در بخشی از برنامه قرار دادهاند و ساعت ۹:۴۰ را روی ساعتِ تعبیهشده در این فضا تنظیم کردهاند. کنار هم قرار گرفتن ساعت، کتاب و لحظهای که به آن اشاره دارد، میتواند حامل پیامی معنادار باشد؛ پیامی درباره پیوند شخصیت رهبر شهید با کتاب و اهمیت ثبت روایت آن روز و ساعت شهادت.
وی درباره انتخاب ایوان شاهنامه باغ کتاب برای برگزاری این آیین نیز اظهار کرد: وقتی درباره قهرمان ملی صحبت میکنیم، ذهن ما بهطور طبیعی به شاهنامه پیوند میخورد. از سوی دیگر، این مراسم در فضای کتاب و زیر سقف باغ کتاب برگزار شده است؛ جایی که به نظر میرسد برای صحبت درباره کتاب و رونمایی از اثری با این موضوع، تناسب دارد.
ثبت جزئیات حوادث، مانع فراموشی روایتها در گذر زمان میشود
وجیهه سامانی، نویسنده و یکی از راویان کتاب «مثلی»، با اشاره به دشواری بازخوانی و ثبت خاطرات مربوط به حادثه شهادت رهبر شهید انقلاب، گفت: پس از گذشت چند ماه، بخش زیادی از جزئیات آن روزها را فراموش کرده بودم و برای بازسازی روایت خود، ناچار شدم به پیامها، تاریخها و گفتوگوهای خانوادگی رجوع کنم؛ چراکه ثبت دقیق این جزئیات برای ماندگاری آنها در تاریخ اهمیت دارد.
سامانی در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با ابراز خرسندی از حضور در جمع نویسندگان و مشارکت در این اثر اظهار کرد: نوشتن این روایت برای من کار بسیار دشواری بود. پس از آن ۲۴ ساعت سخت، ذهنم بسیاری از لحظهها و جزئیات را از یاد برده بود و حتی پرسشهایی ساده درباره آن روزها، مانند اینکه چرا دخترم بیدار شده بود یا چرا خانواده سحری نخورده بودند، برایم بیپاسخ مانده بود.
وی ادامه داد: زمانی که پیشنهاد نوشتن این روایت مطرح شد، متوجه شدم بسیاری از جزئیات در ذهنم باقی نمانده است. به همین دلیل، پس از گذشت دو تا سه ماه، مانند یک محقق به سراغ بازسازی آن روزها رفتم؛ پیامهای گروهها را بررسی کردم، به تاریخها رجوع کردم و از خانواده کمک گرفتم تا بتوانم ترتیب اتفاقها و آنچه را در آن ساعات بر من گذشته بود، به یاد بیاورم.
این نویسنده با اشاره به دشواری نوشتن روایت از یک تجربه عاطفی سنگین گفت: نوشتن، بهویژه برای داستاننویسان، کار سادهای نیست؛ اما احساس میکنم نوشتن همین چند صفحه درباره آن حادثه، بهاندازه نوشتن چندین رمان از من انرژی گرفت.
سامانی ثبت روایتها را راهی برای حفظ جزئیات در حافظه تاریخی دانست و افزود: هرچه از یک واقعه فاصله میگیریم، روایت ما نیز ممکن است بهتدریج رنگوبوی داستانی بیشتری پیدا کند؛ هرچند همچنان بر مستندات تکیه داشته باشد. به همین دلیل، ثبت جزئیات در زمان مناسب اهمیت دارد تا آنچه بر افراد گذشته، در تاریخ باقی بماند.
وی درباره انگیزه خود از مشارکت در این مجموعه نیز گفت: از همان زمانی که متوجه شدم گروهی از نویسندگان قرار است روایتهای خود را در قالب این کتاب منتشر کنند، مشتاق بودم آثار دیگران را بخوانم. روایت خودم را بارها خواندهام و حالا بیش از هر چیز دوست دارم روایت ۲۰ نویسنده دیگر را نیز بخوانم.
۲۲۵ روز بدون رهبر شهید
سامانی در بخش پایانی سخنانش، متنی ادبی در سوگ رهبر شهید انقلاب خواند و با اشاره به گذشت ۲۲۵ روز از فقدان ایشان و برگزاری تجمعات شبانه، از دلتنگی برای صدای اطمینانبخش و سخنان امیدبخش او گفت.
در بخشی از این متن آمده است:
«۲۲۵ روز است که نداریمت؛ ۲۲۵ روز است که نفس مسیحاییات را کم داریم؛ ۲۲۵ روز است که از قاب شیشهای ندیدیمت و صدایت را نشنیدیم؛ که بعد از هر مصیبت و غم و اندوهی، به دلگرمیمان لب باز کنی و بگویی: اگر مقاومت کنید، پیروز خواهید شد؛ نترسید، آرام باشید. این چیزهایی که میبینید، حوادث طبیعی راه دشوار به سمت قله است.»
او در ادامه، با تأکید بر آموختن درس مقاومت از رهبر شهید انقلاب، این متن را چنین به پایان رساند:«شد ۲۲۵ روز که رفتهای، اما دیدی ما بچههای شیطان و بازیگوشت بالاخره آخرین درسی را که دادی، چه خوب یاد گرفتیم؛ که هرکدام ما موسی شدیم، که به نیل زدیم، که قیام کردیم، که کم نیاوردیم، که نترسیدیم و نه اندوهگین شدیم؛ که شدیم مصداق «مثلی لا یبایع مثلی» و زیر علم کسی غیرعباس نرفتیم. دیدی که ما مبعوث شدیم.»