آریا جوان - نی نی سایت / «بچه را اینقدر بغل نکن، لوس میشود!»
«ما وقتی بچه بودید اینطوری تربیتتان میکردیم و اتفاقی هم نیفتاد.»
«به نظرم باید سختگیرتر باشی.»
یا شاید درست برعکس: «چرا اینقدر برای او قانون میگذاری؟ بگذار بچگیاش را بکند!»
اگر پدر و مادر باشید، احتمالاً حداقل یکی از این جملهها را از پدربزرگ یا مادربزرگ فرزندتان شنیدهاید. معمولاً هم ماجرا از جایی سخت میشود که این توصیهها در مقابل کودک مطرح میشوند و شما نمیدانید باید همان لحظه پاسخ بدهید، سکوت کنید یا بعداً درباره آن صحبت کنید.
واقعیت این است که اختلاف نظر در تربیت کودک بین والدین و پدربزرگ و مادربزرگ کاملاً قابل انتظار است. نسلهای مختلف با تجربهها، اطلاعات و شرایط اجتماعی متفاوتی بزرگ شدهاند. مسئله اصلی این نیست که چطور کاری کنیم هیچکس درباره تربیت فرزندمان نظر ندهد؛ بلکه باید یاد بگیریم چطور بدون خراب کردن رابطه خانوادگی، مرزهای تربیتی خودمان را حفظ کنیم.
آیا نظر پدربزرگ و مادربزرگ همیشه اشتباه است؟
نه. هر اظهار نظری الزاماً به معنی دخالت در تربیت کودک نیست. گاهی پدربزرگ یا مادربزرگ صرفاً تجربهای را با شما در میان میگذارد. مثلاً میگوید: «وقتی پدرت همسن او بود، با قصه گفتن راحتتر میخوابید».
این با جملهای مانند «تو بلد نیستی بچهات را بخوابانی، باید همان کاری را بکنی که من میگویم» تفاوت دارد.
بهتر است قبل از واکنش نشان دادن، از خودتان بپرسید: آیا او فقط نظرش را گفته یا واقعاً در حال زیر سؤال بردن تصمیم من یا دخالت مستقیم در تربیت کودک است؟
این تفکیک ساده میتواند از بسیاری از بحثهای غیرضروری جلوگیری کند.
چرا نظر نسل قدیمی با والدین امروزی متفاوت است؟
بسیاری از توصیههای والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بر اساس تجربه شخصی آنها شکل گرفته است. اما تجربه شخصی با شواهد علمی یکسان نیست.
در چند دهه اخیر، پژوهشهای مربوط به رشد کودک، دلبستگی، تنظیم هیجانی، خواب، تغذیه و شیوههای فرزندپروری اطلاعات بسیار بیشتری در اختیار والدین قرار دادهاند. بنابراین طبیعی است که بعضی توصیههایی که در گذشته رایج بودهاند، امروز دیگر توصیه اصلی متخصصان نباشند.
از طرف دیگر، این موضوع به معنی بیارزش بودن تجربه پدربزرگ و مادربزرگ نیست. آنها ممکن است شناخت بسیار خوبی از روحیات خانواده و کودک داشته باشند و در بسیاری از خانوادهها نقش مهمی در مراقبت از کودک ایفا کنند. یک مرور نظاممند گسترده از پژوهشها نشان داده است که نقش پدربزرگ و مادربزرگ در زندگی کودکان بسیار متنوع است و کیفیت رابطه و نوع مراقبت، بیش از صرفاً میزان حضور آنها اهمیت دارد.
اول با همسرتان درباره مرزها توافق کنید
قبل از اینکه بخواهید با خانواده خود یا همسرتان درباره دخالت در تربیت کودک صحبت کنید، بهتر است خودتان و همسرتان درباره چند موضوع اصلی به توافق برسید. مثلاً:
قوانین خواب کودک چیست؟
درباره استفاده از موبایل چه تصمیمی گرفتهاید؟
چه رفتارهایی برای شما قابل قبول نیست؟
درباره تنبیه و تشویق چه روشی دارید؟
چه چیزهایی را کودک نباید بخورد؟
در چه شرایطی باید به حرف والدین گوش کند؟
وقتی والدین در اصول اصلی تربیت فرزند هماهنگ باشند، برخورد با اختلافنظرهای خانوادگی نیز سادهتر میشود.
تحقیقات جدید درباره خانوادههایی که پدربزرگ و مادربزرگ در تربیت کودک نقش فعال دارند نیز نشان میدهد هماهنگی میان شیوههای تربیتی و کیفیت رابطه میان والدین و پدربزرگ و مادربزرگ میتواند با رفتارهای بهتر و سازگاری اجتماعی بیشتر کودک همراه باشد. در مقابل، تعارض و ناهماهنگی مداوم میتواند شرایط تربیتی را پیچیدهتر کند.
وقتی جلوی کودک با شما مخالفت کردند، چه کنیم؟
این یکی از حساسترین موقعیتهاست. فرض کنید به کودک گفتهاید: «امروز قبل از خواب خبری از شکلات نیست.» مادربزرگ میگوید: «اشکالی ندارد، بیا این یکی را بخور.»
اگر این اتفاق گاهی رخ دهد، شاید بتوانید بعداً درباره آن صحبت کنید. اما اگر مرتب تکرار شود، کودک ممکن است متوجه شود که بین بزرگسالان اختلاف وجود دارد و برای رسیدن به خواستهاش از این اختلاف استفاده کند. در چنین شرایطی، بهتر است جلوی کودک وارد بحث طولانی نشوید. میتوانید آرام بگویید:
«میدونم شما نگرانش هستید و از این بابت از شما ممنونیم ولی درباره این موضوع من و پدرش تصمیم دیگری گرفتهایم. بعداً دربارهاش صحبت میکنیم.»
سپس در زمان مناسب و بدون حضور کودک، درباره موضوع گفتوگو کنید. هدف این نیست که پدربزرگ یا مادربزرگ را شکست دهید؛ هدف این است که مرز تربیتی خانواده شما برای کودک روشن باقی بماند.
به جای «شما اشتباه میکنید»، از تجربه خودتان بگویید یکی از بهترین راهها برای کاهش تنش، تغییر نوع جملهبندی است. به جای:
«شما همیشه در تربیت بچه دخالت میکنید.»
بگویید:«میدونم از روی نگرانی میگید، ولی ما تصمیم گرفتیم در این مورد روش متفاوتی را امتحان کنیم.»
یا به جای: «این روش تربیتی قدیمی شده». بگویید: «ما درباره این موضوع مطالعه کردیم و ترجیح دادیم این روش را امتحان کنیم. اگر نتیجه نگرفتیم، دوباره بررسیاش میکنیم».
این نوع صحبت کردن به جای حمله به تجربه بزرگترها، روی تصمیم والدین برای تربیت فرزند تمرکز میکند.
کدام موضوعات نیاز به مرزبندی جدیتری دارند؟
در بعضی موضوعات میتوان انعطاف بیشتری داشت. مثلاً اینکه کودک با مادربزرگ چه بازیای انجام دهد یا پدربزرگ چه داستانی برای او تعریف کند، معمولاً مسئله مهمی نیست.
اما درباره موضوعاتی مانند تنبیه بدنی، ایمنی کودک، دارو، تغذیه در شرایط پزشکی، مسائل مربوط به خواب، استفاده از مواد خطرناک یا رفتارهایی که کودک را در معرض آسیب قرار میدهند، مرزبندی باید جدیتر باشد.
در این موارد بهتر است تصمیم والدین و توصیه متخصصان مبنا قرار گیرد و موضوع به «سلیقه شخصی» تبدیل نشود.
اگر پدربزرگ و مادربزرگ از شما ناراحت شدند چه؟
گاهی حتی اگر کاملاً محترمانه صحبت کنید، ممکن است آنها احساس کنند تجربهشان نادیده گرفته شده است. در این شرایط میتوانید بین احترام به تجربه آنها و حق تصمیمگیری والدین تفاوت بگذارید. مثلاً بگویید:
«من واقعاً از تجربه شما استفاده میکنم و خیلی از چیزهایی که درباره بچهها میدانم از شما یاد گرفتهام. فقط درباره بعضی مسائل، تصمیم نهایی را گرفته ایم و بهتر است تا طبق تصمیمی که گرفته ایم رفتار کنیم.»
این جمله هم احترام را حفظ میکند و هم مرز را روشن میسازد.
در واقع، پدربزرگ و مادربزرگ میتوانند بخش ارزشمندی از شبکه حمایتی کودک باشند، اما نقش آنها لزوماً با نقش والدین یکسان نیست. پژوهشها نیز نشان میدهند که کیفیت رابطه میان نسلها اهمیت زیادی دارد و تعارضهای مداوم میتوانند بر فضای عاطفی خانواده اثر بگذارند.
چه وقت از متخصص کمک بگیریم؟
اگر اختلاف درباره تربیت فرزند از چند توصیه ساده فراتر رفته و به دعواهای مکرر، تحقیر والدین مقابل کودک، نادیده گرفتن عمدی قوانین خانواده، تهدید، تنبیه یا ایجاد اضطراب در کودک منجر شده است، بهتر است مسئله را جدیتر دنبال کنید.
در چنین شرایطی، گفتوگو با روانشناس کودک یا خانواده میتواند به اعضای خانواده کمک کند بدون اینکه رابطهها تخریب شود، درباره نقشها و مرزها به توافق برسند.
اگر اختلاف نظر میان والدین نیز به دلیل دخالت خانوادهها شدید شده و باعث درگیری مداوم زن و شوهر شده است، بهتر است ابتدا والدین درباره اصول تربیتی مشترک خود کمک تخصصی بگیرند.
جمعبندی
پدربزرگ و مادربزرگ میتوانند یکی از ارزشمندترین افراد زندگی کودک باشند؛ اما نقش حمایتی آنها نباید با نقش والدین در تصمیمگیری درباره تربیت فرزند اشتباه گرفته شود.
اگر درباره تربیت کودک با پدربزرگ و مادربزرگ اختلاف نظر دارید، ابتدا تشخیص دهید که با یک پیشنهاد ساده روبهرو هستید یا دخالت مداوم. سپس با همسرتان درباره قوانین اصلی به توافق برسید، در مقابل کودک وارد بحث نشوید و در زمان مناسب، محترمانه اما شفاف مرزهای خود را بیان کنید.
قرار نیست برای حفظ احترام به بزرگترها، از تصمیمهای تربیتی خودتان صرفنظر کنید؛ همانطور که برای حفظ اقتدار والدین هم لازم نیست رابطه کودک با پدربزرگ و مادربزرگ را محدود کنید.
هدف نهایی، انتخاب بین «والدین» و «پدربزرگ و مادربزرگ» نیست؛ هدف این است که کودک در میان بزرگسالانی رشد کند که حتی اگر درباره بعضی مسائل اختلاف نظر دارند، امنیت و آرامش او را در اولویت قرار میدهند.
شما چطور با اظهار نظر پدربزرگ و مادربزرگ درباره تربیت فرزندتان برخورد میکنید؟ آیا تا به حال پیش آمده که مجبور شوید برای تصمیم تربیتی خودتان مرزبندی جدی ایجاد کنید؟