آریا جوان -
محمدقائم خانی، مدیر مجموعه روایتهای کتاب «کادیلاک چپی» درباره ایده شکلگیری مجموعه داستانی و انتخاب موضوع تسخیر سفارت آمریکا در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ما پیش از این نیز تجربه انتشار مجموعههای داستانی گروهی را داشتیم. در موضوعات مختلفی که احساس میکردیم کمتر درباره آنها نوشته شده است، تعدادی از نویسندگان را دعوت میکردیم تا داستانهایی بنویسند و در قالب یک مجموعه منتشر کنیم. برخی از این مجموعهها بازتاب زیادی داشتند و حتی سرآغاز فعالیتهای دیگری در آن حوزه شدند.
وی ادامه داد: در این پروژه نیز تقریباً با همین رویکرد پیش رفتیم. با تعدادی از دوستان و نویسندگان به محل سفارت سابق آمریکا رفتیم و از موزه استکبارستیزی بازدید کردیم. پس از آشنایی با فضای آنجا، از نویسندگان خواستیم درباره ماجرای تسخیر سفارت داستان بنویسند. زمانی که این کار را آغاز کردیم، اثر داستانی خلاقانهای درباره این واقعه وجود نداشت و شاید بهجز یکی دو نمونه، کار قابلتوجهی در این زمینه منتشر نشده بود. به همین دلیل احساس کردیم موضوعی مغفول مانده است که باید در مرکز توجه نویسندگان قرار بگیرد.
نویسندگان در انتخاب سوژه و زاویه روایت آزاد بودند
مدیر مجموعه روایتهای کتاب «کادیلاک چپی» درباره اینکه آیا برای داستانها موضوع یا زاویه دید مشخصی در نظر گرفته شده بود، بیان کرد: ما موضوع خاصی را به نویسندگان تحمیل نکردیم. تنها زمینه آشنایی آنها با فضای سفارت سابق آمریکا را فراهم کردیم و پس از بازدید، انتخاب سوژه و شیوه روایت را به خودشان سپردیم. هر نویسنده بر اساس خلاقیت و دغدغههایش به سراغ بخشی از ماجرا رفت.
خانی درباره منابع مورد استفاده نویسندگان نیز گفت: زمانی که پروژه را آغاز کردیم، منابع مشخص و گستردهای درباره ماجرای تسخیر سفارت در دسترس نبود. برخی از نویسندگان از ما درباره منابع موجود پرسوجو کردند و ما نیز تعدادی از منابع را به آنها معرفی کردیم. مجموعهای از عکسهای منتشرشده، خاطرات و نوشتههایی درباره آن دوره وجود داشت. امروزه با انتشار کتاب خوب «ایستگاه خیابان روز ولت» نوشته محمد محبوبی، کار نویسندگان برای نگارش اثر بسیار راحتتر شده است.
وی افزود: بخشی از اطلاعات از طریق مصاحبهها، مطالب خبرگزاریها و یکی دو کتابی که در آن زمان در دسترس بود، قابل پیگیری بود. برخی نویسندگان نیز خودشان به سراغ منابع و مطالعات دیگر رفتند. البته امروز آثاری در این حوزه منتشر شده که میتوانند برای نویسندگانی که قصد ورود به این موضوع را دارند، زمینه و شناخت بیشتری فراهم کنند. کتابهایی مانند «آن سوی دیوار»، «خواهر معصومه» و «خیابان تا صبح بیدار بود».
ابعاد گسترده تسخیر سفارت، مانع تکرار سوژهها شد
وی در پاسخ به این پرسش که آیا تعدد داستانها درباره یک واقعه مشخص، خطر تکرار سوژه و روایت را به همراه نداشت، گفت: ما با چنین مشکلی مواجه نشدیم؛ زیرا ماجرای تسخیر سفارت آمریکا آنقدر ابعاد گستردهای دارد که هر نویسنده میتواند بخش متفاوتی از آن را مورد توجه قرار دهد. بهصورت طبیعی، هر کدام از نویسندگان به سراغ موضوع و زاویهای ویژه رفتند و کار به تکرار سوژهها نرسید.

خانی تأکید کرد: هنوز هم تعداد زیادی از نویسندگان میتوانند وارد این حوزه شوند و با مشورت و مطالعه، سوژههای جذابی را درباره ماجرای تسخیر سفارت پیدا کنند. اتفاقات و روایتهای زیادی در این زمینه وجود دارد که هنوز به آنها پرداخته نشده است. به نظرم اگر نویسندگان بخواهند در این عرصه فعالیت کنند، دستکم تا ۱۰ سال آینده با کمبود سوژه مواجه نخواهند شد.
از عملیات طبس تا مذاکرات الجزایر؛ فصلهای روایتنشده یک واقعه
مدیر مجموعه روایتهای کتاب «کادیلاک چپی» که پیشتر نیز در زمینه تسخیر لانه جاسوسی تجربه نگارش داشته و کتاب «بوسه آذر» را در این حوزه نوشته است، درباره ابعاد روایتنشده این واقعه اظهار کرد: ماجرای تسخیر سفارت آمریکا تنها به روزهای نخست این اتفاق محدود نمیشود. این واقعه مراحل مختلفی دارد؛ از مرحله ابتدایی تسخیر سفارت و اتفاقات پس از آن گرفته تا عملیات طبس، تعیین تکلیف موضوع در مجلس، مذاکرات الجزایر و در نهایت تحویل گروگانها. در هر کدام از این دورهها، اتفاقات ریز و درشت فراوانی رخ داده که ظرفیت تبدیل شدن به داستان را دارند.
وی با بیان اینکه بخش قابلتوجهی از این ماجرا هنوز روایت نشده است، افزود: در کنار داستاننویسی، یکی از کارهای مهمی که اکنون باید به آن توجه شود، انتشار روایتهای شخصی و خاطرات افرادی است که در آن واقعه حضور داشتند. سالهای زیادی از آن زمان گذشته و بسیاری از افراد حاضر در ماجرا اکنون در سنین بالای ۷۰ سال هستند. اگر این افراد خاطرات خود را ثبت نکرده باشند، ممکن است بخشی از جزئیات را بهمرور فراموش کنند. بنابراین ثبت و انتشار این خاطرات در شرایط فعلی اهمیت زیادی دارد.
خانی ادامه داد: متأسفانه برخی از افرادی که در آن ماجرا نقش داشتند، از دنیا رفتهاند. برای مثال، با درگذشت سردار افشار، بخشی از فرصت ثبت خاطرات و تجربههای او نیز از دست رفت. به نظرم هنوز مجموعهای کامل و مدون از خاطرات افراد حاضر در لانه جاسوسی، با جزئیات کافی، منتشر نشده است. باید از کسانی که همچنان در قید حیات هستند، برای ثبت و انتشار این روایتها استفاده کرد.
وی با اشاره به اینکه خاطرات منتشرشده نیز تمام ابعاد واقعه را پوشش نمیدهند، گفت: حتی در میان خاطراتی که تاکنون منتشر شدهاند، نکات فراوانی وجود دارد که هنوز به روایت داستانی تبدیل نشدهاند. این بخش نیز ظرفیت زیادی برای کار دارد؛ اما در حال حاضر، ثبت خاطرات شفاهی و شخصی افرادی که در آن اتفاق حضور داشتهاند، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
بازسازی اسناد، جعبه سیاه روایت تسخیر سفارت
خانی یکی دیگر از بخشهای کمتر روایتشده ماجرای تسخیر سفارت آمریکا را موضوع بازسازی اسناد دانست و بیان کرد: بخش بسیار مهم دیگری که کمتر به آن پرداخته شده، ماجرای بازسازی اسناد سفارت است. خاطرات اصلی افرادی که در این بخش فعالیت داشتند، تقریباً منتشر نشده است. گروه اصلی نیروهایی که در بازسازی اسناد نقش داشتند، از دانشجویان دانشگاه پلیتکنیک بودند، که بعدها در شکلگیری بدنه مرکزی وزارت اطلاعات نقش پیدا کردند؛ اما تقریباً هیچکدام از آنها خاطرات خود را بهصورت منسجم منتشر نکردهاند و درباره تجربههای یکدیگر نیز توضیح چندانی ندادهاند.
وی افزود: این بخش را میتوان جعبه سیاه مهمی از ماجرای تسخیر سفارت دانست. گاهی در برخی خاطرات و روایتهای شفاهی، اشارههایی به اتفاقات آن دوره شده است؛ اما جزئیات بسیاری همچنان ناگفته مانده است. به نظرم اتفاقات مهم و نکات قابلتوجهی در این بخش وجود دارد که اگر خاطرات افراد حاضر در آن منتشر شود، میتواند ابعاد تازهای از آن واقعه را روشن کند.
مدیر مجموعه کتاب «کادیلاک چپی» با تأکید بر ضرورت انتشار این خاطرات گفت: این بخش از ماجرا نیز نیازمند پیگیری است. ایکاش راهی فراهم شود تا بخشی از خاطرات افرادی که در بازسازی اسناد حضور داشتند، منتشر شود؛ چراکه به نظرم انتشار این روایتها میتواند تأثیر ملی قابلتوجهی داشته باشد و شناخت ما از آن دوره را گسترش دهد.
سکوت برخی حاضران، مانع روشن شدن جزئیات ماجرا شده است
خانی در ادامه، درباره افرادی که در جریان تسخیر سفارت حضور داشتند اما بعدها این اقدام را نادرست یا ننگآمیز دانستند، گفت: به نظرم این افراد نیز باید درباره آنچه رخ داده، با جزئیات توضیح بدهند. اگر معتقدند آن اقدام اشتباه بوده است، میتوانند خاطرات خود را منتشر کنند و بگویند چه اتفاقاتی افتاده و چرا به چنین نتیجهای رسیدهاند.
وی افزود: مسئله این نیست که این افراد امکان دسترسی به تریبون یا رسانه را ندارند. آنها میتوانند دیدگاه خود را مطرح کنند و اگر روایتشان با روایت رسمی متفاوت باشد، امکان انتشار آن را دارند. به نظرم اگر خاطراتشان را با جزئیات بیان کنند، اتفاقاً بسیاری از مسائل روشن خواهد شد.

خانی با طرح این دیدگاه که انتشار جزئیات ماجرای تسخیر سفارت میتواند به روشن شدن ابعاد بیشتری از آن واقعه منجر شود، اظهار کرد: به نظرم اگر سکوت و بایکوتی که درباره برخی بخشهای ماجرای تسخیر سفارت وجود دارد شکسته شود، مسائل زیادی مشخص خواهد شد و برخی اتفاقات ممکن است از زاویه دیگری دیده شوند. کسانی که درباره این واقعه نظر مخالف دارند، میتوانند با ارائه شواهد و جزئیات توضیح دهند که چه اتفاقی افتاده و چرا آن را اشتباه میدانند.
وی ادامه داد: به اعتقاد من، انتشار جزئیات این ماجرا میتواند روایتهای تازهای را آشکار کند و حتی بر شناخت ما از رابطه ایران و آمریکا اثر بگذارد. بسیاری از جزئیات این واقعه هنوز برای افکار عمومی روشن نشده است و تا زمانی که روایتهای افراد حاضر در آن دوره منتشر نشود، بخشهایی از ماجرا همچنان ناگفته باقی میماند.
داستان «کادیلاک چپی»؛ روایتی فراتر از یک برش تاریخی
مدیر مجموعه روایتهای کتاب «کادیلاک چپی» درباره انتخاب عنوان این مجموعه و یکی از داستانهای آن، نوشته سمیه جمالی، توضیح داد: عنوان داستان جذابیت و ایهامی دارد که مخاطب را کنجکاو میکند تا آن را بخواند. در میان داستانهای مجموعه، این اثر تا حد زیادی توانسته حالوهوای دانشگاههای آن دوره و عوامل ملی تسخیر لانه جاسوسی را منتقل کند و حتی به بخشی از چرایی وقوع این اتفاق بپردازد.
وی ادامه داد: بیشتر داستانهای مجموعه، داستان کوتاه هستند و هر کدام برشی از یک واقعه یا اتفاق را پیش روی مخاطب قرار میدهند؛ بنابراین امکان پرداختن به تمام ابعاد ماجرا را ندارند. اما داستان سمیه جمالی نسبت به قالب معمول داستان کوتاه حجم بیشتری دارد و از ظرفیت بیشتری برای قصهپردازی برخوردار است. همین مسئله به مخاطب اجازه میدهد وارد فضای آن دوره شود و با برخی زمینههایی که به شکلگیری آن اتفاق منجر شد، آشنا شود.
خانی در پایان با اشاره به نسبت داستانهای این مجموعه با مسائل روز جامعه گفت: نکتهای که درباره این کتاب وجود دارد، این است که بیشتر داستانهایی که در آن نوشته شدهاند، از دغدغهها و مسائل امروز نیز تأثیر گرفتهاند. پشت طراحی بسیاری از این داستانها، مسئلهای وجود دارد که با وضعیت فعلی ما، چالشهایی که با آنها درگیر هستیم و پرسشهای بزرگی که درباره ارتباط ایران با آمریکا و کشورهای غربی مطرح است، ارتباط دارد.
وی افزود: این ارتباط با مسائل روز، حاصل هماهنگی یا سفارش مشخصی نبوده است؛ بلکه به دغدغهمندی و تیزبینی نویسندگانی بازمیگردد که میدانند وقتی داستان مینویسند، باید نسبتی میان قصه و مسائل امروز مخاطب برقرار کنند. به همین دلیل، بسیاری از روایتهای این مجموعه در عین پرداختن به یک واقعه تاریخی، با پرسشها و دغدغههای زمانه خود نیز پیوند دارند.