چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵

اندیشه

طوفان الاقصی، مسئله فلسطین را دوباره به افکار عمومی جهان یادآوری کرد

طوفان الاقصی، مسئله فلسطین را دوباره به افکار عمومی جهان یادآوری کرد
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جنگ با رژیم صهیونیستی فقط در میدان موشک و عملیات نظامی دنبال نمی‌شود؛ بخشی از این تقابل در لایه‌ای پنهان‌تر و پیچیده‌تر، یعنی جنگ اطلاعاتی و سایبری جریان دارد. «صخره مقدس» نوشته محدثه اصلانی که در انتشارات جمکران به چاپ رسیده است، تلاش می‌کند از همین میدان کمتر دیده‌شده روایت کند؛ روایتی داستانی که دو عملیات سایبری نیروهای مقاومت را دستمایه قرار داده و ماجرای سارا، زنی که برای نجات برادرش وارد یک مأموریت امنیتی می‌شود، به حوادث ۷ اکتبر و طوفان‌الاقصی گره می‌زند.
اصلانی در این رمان تلاش کرده است میان واقعیت‌های اطلاعاتی و عناصر داستانی تعادل برقرار کند و در کنار عملیات و جاسوسی، از انگیزه‌ها، ترس‌ها و انتخاب‌های انسانی شخصیت‌ها نیز بگوید. «صخره مقدس» از این منظر، فقط روایت یک عملیات نیست؛ بلکه تلاشی برای بازنمایی نبردی است که بخش مهمی از آن دور از چشم افکار عمومی جریان دارد.
در سالگرد عملیات طوفان‌الاقصی، با محدثه اصلانی درباره چرایی انتخاب جنگ سایبری به‌عنوان محور رمان، میزان اتکای او به واقعیت‌های اطلاعاتی و تاریخی و دشواری روایت عملیاتی که بخش زیادی از جزئیات آن در لایه‌های پنهان باقی مانده است، گفت‌وگو کردیم.
* در ابتدا کمی درباره ماهیت و ایده شکل‌گیری کتاب «صخره مقدس» توضیح دهید. این اثر، تا جایی که می‌دانم، از نخستین آثاری بود که پس از عملیات طوفان‌الاقصی با موضوع حوادث و تحولات مرتبط با آن منتشر شد.
بله، «صخره مقدس» نخستین رمان بزرگسال درباره عملیات طوفان‌الاقصی بود که بر اساس پرونده‌های واقعی امنیتی نوشته شد. در این اثر، به عواملی که به شکل‌گیری عملیات طوفان‌الاقصی منجر شد و همچنین چگونگی شکل‌گیری و اجرای این عملیات پرداخته‌ام و بخشی از این موضوعات را در قالب روایت داستانی دنبال کرده‌ام.
* چون «صخره مقدس» یک رمان است، طبیعتاً مخاطب می‌داند بخشی از شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و جزئیات داستان حاصل تخیل نویسنده است؛ اما در عین حال شما روایت را بر بستر عملیات‌ها و اتفاقات واقعی بنا کرده‌اید. برای اینکه این بخش واقعی در میان عناصر داستانی دچار فاصله از واقعیت نشود، هنگام نوشتن از چه اطلاعات، اسناد، گزارش‌ها یا منابعی استفاده کردید و تا چه اندازه توانستید به جزئیات واقعی این عملیات‌ها دسترسی پیدا کنید؟
فرایند تحقیق بسیار دشوار بود، چون هنوز یک سال از عملیات طوفان‌الاقصی نگذشته بود و از سوی حماس و دیگر طرف‌های مرتبط، اطلاعات و روایت‌های چندانی درباره چگونگی شکل‌گیری و اجرای این عملیات منتشر نشده بود. از سوی دیگر، طرف اسرائیلی نیز با شدت زیادی اطلاعات مربوط به این موضوع را سانسور می‌کرد و همین مسئله دسترسی به منابع را دشوارتر می‌کرد.
برای انجام پژوهش، از چند نفر نیز مشاوره گرفتم و تلاش کردم تا حد امکان از منابع مستند استفاده کنم. مقالات، ویدئوها، مصاحبه‌ها و گزارش‌های مختلف را بررسی کردم و سعی داشتم از میان این منابع، مطالبی را که به واقعیت نزدیک‌تر هستند استخراج کنم و در روایت کتاب به کار بگیرم.

آریا جوان


* در جریان این پژوهش، برای روایت عملیات طوفان‌الاقصی، تا چه اندازه به پیشینه مسئله فلسطین و اتفاقاتی که پیش از این عملیات رخ داده بود پرداختید؟ آیا در «صخره مقدس» تلاش کردید مخاطب را با زمینه‌های تاریخی و امنیتی منتهی به طوفان‌الاقصی هم آشنا کنید یا تمرکز اصلی کتاب بر خود عملیات و حوادث پیرامون آن است؟
بله. در بخش دوم کتاب، زمانی که شخصیت‌ها وارد غزه می‌شوند و روایت به دوره پیش از عملیات طوفان‌الاقصی می‌رسد، به پیشینه فلسطین و اتفاقاتی که پیش از این عملیات رخ داده نیز پرداخته‌ام. در خلال داستان، درباره تصاحب زمین‌ها و باغ‌های فلسطینی‌ها و همچنین انتفاضه اول و دوم و شهدای این انتفاضه‌ها صحبت می‌شود.
یکی از نتایج عملیات طوفان‌الاقصی این بود که بار دیگر مسئله فلسطین را در سطح افکار عمومی جهان و میان مردم منطقه برجسته کرد
شخصیت‌های داستان از شهر رفح وارد روایت می‌شوند و در ادامه، با عبور از شهرهای مختلف غزه، مخاطب با پیشینه و حال‌وهوای هر شهر نیز آشنا می‌شود. تلاش کردم شرایط زندگی مردم غزه را نیز در خلال روایت نشان دهم؛ از جمله محدودیت در ورود مصالح ساختمانی و تأثیر آن بر وضعیت خانه‌ها. برای مثال، در برخی بخش‌ها به خانه‌هایی اشاره شده که به دلیل دشواری ورود مصالح از ترس ساخت تونل، سقف‌های مناسبی ندارند و با مصالح ابتدایی ساخته شده‌اند.
همچنین در داستان به شرایطی اشاره شده که مردم غزه بارها ناچار به جابه‌جایی، کوچ و پناه گرفتن در نقاط مختلف شده‌اند؛ شرایطی که بخشی از تجربه زیسته مردم این منطقه در سال‌های مختلف بوده است. این جزئیات را در کنار روایت شخصیت‌ها و اتفاقات داستان آورده‌ام تا مخاطب علاوه بر روند شکل‌گیری عملیات طوفان‌الاقصی، با فضای زندگی مردم غزه و پیشینه‌ای که به این عملیات منتهی شده نیز آشنا شود.
* پیش از طوفان‌الاقصی، برای بخشی از جامعه ایران، تصویر غزه و مسئله فلسطین بیشتر از دریچه اخبار و روایت‌های رسانه‌ای شکل می‌گرفت و شاید فاصله زیادی با واقعیت زندگی و میدان آنجا احساس می‌شد. اما اتفاقات ۷ اکتبر و تحولات پس از آن، توجه بسیاری را دوباره به این جغرافیا و ابعاد مختلف مقاومت جلب کرد. «صخره مقدس» هم از نخستین رمان‌هایی بود که تلاش کرد این اتفاقات و فضای پشت‌پرده جنگ اطلاعاتی و سایبری را وارد ادبیات داستانی کند. به نظر شما رمان تا چه اندازه می‌تواند مخاطبی را که شناخت نزدیکی از این فضا ندارد، به واقعیت‌های فلسطین و غزه نزدیک کند و تصویری ملموس‌تر از این ماجرا به او بدهد؟
یکی از دلایل اصلی من برای نوشتن این کتاب، پرداختن به همین مسئله بود. حتی پیش از عملیات طوفان‌الاقصی نیز مدت‌ها مسائل مربوط به فلسطین را دنبال می‌کردم و درباره اتفاقاتی که در غزه رخ داده و می‌داد، مطالعه داشتم. به نظر من، بسیاری از اتفاقاتی که در غزه رخ داد، صرفاً به حوادث پس از عملیات طوفان‌الاقصی محدود نمی‌شد و بخشی از ریشه‌های این تحولات را باید در اتفاقات و شرایطی جست‌وجو کرد که پیش از آن وجود داشت.
از سوی دیگر، در آن مقطع برخی کشورهای عربی نیز در چارچوب پیمان‌های عادی‌سازی روابط با اسرائیل، از جمله پیمان ابراهیم، به این روند نزدیک می‌شدند و به نظر می‌رسید این روند می‌تواند بر شرایط منطقه و وضعیت فلسطین تأثیر بگذارد. از نگاه من، یکی از نتایج عملیات طوفان‌الاقصی این بود که بار دیگر مسئله فلسطین را در سطح افکار عمومی جهان و میان مردم منطقه برجسته کرد؛ هرچند پس از آن، مردم غزه با شرایط بسیار دشوار و تلفات و خسارت‌های گسترده‌ای مواجه شدند.
یکی از ابعادی که به نظر من هنوز درباره عملیات طوفان‌الاقصی به‌درستی روایت نشده، انگیزه‌های واقعی شکل‌گیری این عملیات و همچنین میزان خسارت و آسیب‌هایی است که اسرائیل در جریان آن متحمل شد
یکی دیگر از موضوعاتی که در این زمینه برای من اهمیت داشت، مسئله مسجدالاقصی بود. بر اساس مطالبی که در جریان پژوهش به آنها رسیدم، نگرانی‌هایی درباره اقدامات و طرح‌های مرتبط با این مکان وجود داشت و معتقدم خود عملیات طوفان‌الاقصی و واکنش‌های پس از آن، موجب شد این موضوع بار دیگر در سطح جهانی مورد توجه قرار گیرد.
در کنار این مسائل، یکی از اهداف من این بود که این موضوعات را در قالب رمان برای مخاطب روایت کنم. اگر همین مطالب صرفاً در قالب یک کتاب مستند ارائه شوند، ممکن است بخشی از مخاطبان، به‌ویژه نسل جوان، کمتر به سراغ آن بروند. اما وقتی موضوعات تاریخی، سیاسی و امنیتی در قالب یک رمان و به‌ویژه در ژانرهای مقاومت، جاسوسی و اطلاعاتی روایت شوند، امکان ارتباط مخاطب با آنها بیشتر می‌شود و می‌توانند در ذهن او ماندگار شوند.

آریا جوان


با اینکه «صخره مقدس» برای مخاطب بزرگسال نوشته شده، از سنین پایین‌تر نیز مورد مطالعه قرار گرفته و حتی نشان درجه یک رشد را دریافت کرده است؛ بنابراین، ارزیابی شده که این اثر برای مخاطبان نوجوان نیز قابلیت استفاده دارد.
در کنار روایت اصلی، بخشی از اتفاقات و مواجهه‌های امنیتی میان ایران و سرویس‌های جاسوسی، از جمله موساد، نیز در کتاب آمده است. این بخش‌ها بر اساس مطالب و پرونده‌هایی نوشته شده‌اند که در جریان پژوهش به آنها دسترسی داشتم و تلاش کردم روایت آنها تا حد امکان به واقعیت نزدیک باشد.
بازخوردهایی که از برخی مخاطبان و حتی افرادی که خودشان در این حوزه تخصص و مطالعه داشته‌اند دریافت کردم نیز برایم قابل توجه بود. بعضی از آنها می‌گفتند با وجود آشنایی قبلی با موضوع، نکاتی را از کتاب آموخته‌اند که پیش از آن در دسترسشان نبوده است. من نیز معمولاً تلاش می‌کنم در کتاب‌هایی که می‌نویسم، علاوه بر روایت داستان، اطلاعات و نکات تازه‌ای در چارچوب همان ژانر ارائه کنم تا اثر برای مخاطب جوان و همچنین افرادی که به این موضوعات علاقه‌مند هستند، مفید باشد.
* به نظر شما با گذشت زمان، چه ابعاد و زوایایی از عملیات طوفان‌الاقصی همچنان کمتر روایت یا بررسی شده است؟ به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی، اطلاعاتی و اجتماعی، چه بخش‌هایی وجود دارد که جای پرداخت بیشتری در ادبیات و روایت‌های موجود دارند؟
یکی از ابعادی که به نظر من هنوز درباره عملیات طوفان‌الاقصی به‌درستی روایت نشده، انگیزه‌های واقعی شکل‌گیری این عملیات و همچنین میزان خسارت و آسیب‌هایی است که اسرائیل در جریان آن متحمل شد. به نظرم بخشی از این اطلاعات به دلیل سانسور و فضایی که رسانه‌های اسرائیلی و رسانه‌های همسو با آنها ایجاد کردند، کمتر در اختیار افکار عمومی قرار گرفته است.
برای من این سؤال مطرح بود که چگونه حماس، با وجود اینکه تجهیزات محدودی در اختیار داشت و سال‌ها تحت محاصره بود، توانست چنین عملیات گسترده‌ای را طراحی و اجرا کند. یکی از موضوعاتی که در جریان تحقیقاتم به آن رسیدم، همزمانی عملیات نظامی با یک عملیات سایبری بود. طبق اطلاعات و روایت‌هایی که به آنها دست پیدا کردم، در جریان این حمله سایبری، بخش‌هایی از زیرساخت‌های اسرائیل هک شد و نیروهای مقاومت توانستند به اطلاعات و زیرساخت‌های مختلف دسترسی پیدا کنند.
یکی از نتایج این حمله سایبری، ایجاد اختلال در ارتباطات نیروهای اسرائیلی بود. حتی گفته شده که نیروهای اسرائیلی در مقاطعی امکان برقراری ارتباط مناسب با یکدیگر را نداشتند و فرماندهان مجبور بودند از گروه‌های واتساپی برای هماهنگی استفاده کنند. همین مسئله باعث شد چند ساعت زمان صرف شود تا بتوانند وضعیت را مدیریت کنند، نیروهای خود را هماهنگ کنند و واکنش عملیاتی نشان دهند.
از طرف دیگر، نیروهای حماس توانستند در همان ساعات ابتدایی عملیات وارد چند شهر و منطقه اسرائیلی شوند و برخی نقاط را در اختیار بگیرند. آنها حتی به دنبال رسیدن به برخی زندان‌ها بودند، هرچند در نهایت موفق نشدند به همه اهدافی که در این زمینه داشتند دست پیدا کنند. همچنین تعدادی از پایگاه‌های پلیس و مراکز دیگر مورد حمله قرار گرفت و در جریان این عملیات، شماری از افراد نیز به گروگان گرفته شدند.
«صخره مقدس» نام همان عملیات اصلی در کتاب است و از طرف دیگر، به یک مکان و جایگاه مقدس اشاره دارد که میان ادیان ابراهیمی نیز اهمیت و جایگاه مشترکی دارد
مسئله گروگان‌ها نیز بعداً به یکی از موضوعات مهم در تحولات پس از عملیات تبدیل شد. این افراد در جریان مذاکرات و مبادله‌ها نقش داشتند و موضوع آنها در روند مذاکرات برای تبادل اسرا و رسیدن به برخی توافق‌ها و امتیازات مورد استفاده قرار گرفت.
به نظر من، مجموعه این اتفاقات هنوز آن‌طور که باید مورد بررسی قرار نگرفته است. به‌خصوص درباره عملیات سایبری همزمان با عملیات نظامی، هنوز پرسش‌های زیادی وجود دارد؛ اینکه این حمله دقیقاً چگونه انجام شد، چه میزان از زیرساخت‌ها و سامانه‌های ارتباطی را تحت تأثیر قرار داد، چه اطلاعاتی در اختیار نیروهای مقاومت قرار گرفت و این مسئله تا چه اندازه در موفقیت عملیات اولیه طوفان‌الاقصی مؤثر بود.
اینها از جمله موضوعاتی بود که برای من اهمیت داشت و تلاش کردم در کتاب «صخره مقدس» به بخشی از این ابعاد بپردازم. طبیعتاً آنچه در کتاب آمده، بر اساس منابع، اطلاعات و روایت‌هایی است که در زمان پژوهش به آنها دسترسی پیدا کردم و بخشی از آنها را در قالب رمان و روایت داستانی برای مخاطب آورده‌ام.

آریا جوان


* عنوان «صخره مقدس» هم بار معنایی و اعتقادی دارد و هم با نام یکی از عملیات‌های داستان پیوند خورده است. این عنوان از ابتدا انتخاب شده بود یا در جریان شکل‌گیری داستان به آن رسیدید و چه نسبتی میان «صخره» و مفهوم مقاومت در ذهن شما وجود داشت؟
اسم عملیات اصلی در کتاب «صخره مقدس» است، اما در ابتدا عنوان دیگری برای کتاب در نظر گرفته بودم. چون بخش قابل توجهی از داستان در مراکش می‌گذرد و شخصیت اصلی داستان به دنبال برادرش می‌گردد؛ برادری که توسط اسرائیلی‌ها ربوده شده و به دلیل مقاله‌ای که درباره وضعیت هولوکاست نوشته، درگیر این ماجرا شده است. به همین دلیل، در ابتدا عنوان «قهوه مراکشی» را برای کتاب انتخاب کرده بودم.
اما بعد از صحبت با ناشر و بررسی عنوان‌های مختلف، به این نتیجه رسیدیم که «صخره مقدس» عنوان مناسب‌تری برای کتاب است و ارتباط بیشتری با محتوای اثر دارد. از یک طرف، «صخره مقدس» نام همان عملیات اصلی در کتاب است و از طرف دیگر، به یک مکان و جایگاه مقدس اشاره دارد که میان ادیان ابراهیمی نیز اهمیت و جایگاه مشترکی دارد.
این عنوان از این جهت برای من اهمیت داشت که به پیشینه اختلافات و درگیری‌هایی که میان طرف‌های مختلف وجود داشته نیز برمی‌گردد. بنابراین، احساس کردم «صخره مقدس» می‌تواند هم به عملیات اصلی داستان اشاره کند و هم بخشی از فضای تاریخی، دینی و اختلافاتی را که در پسِ ماجراهای کتاب وجود دارد، در خود داشته باشد. به همین دلیل، در نهایت با نظر ناشر، عنوان «صخره مقدس» را برای کتاب انتخاب کردیم.
* در «صخره مقدس» مخاطب مدام به شخصیت‌ها و روایت‌ها شک می‌کند و برای کشف حقیقت تا پایان داستان پیش می‌رود. با توجه به فضای امنیتی آثار شما، نوشتن چنین داستانی و ایجاد این میزان تعلیق و ابهام چه چالش‌هایی دارد؟
من در این کتاب به عمد از ابهام و تعلیق زیادی استفاده کردم. راوی داستان، سارا مجد، عمداً یک راوی غیرقابل اعتماد است. می‌خواستم مخاطب همراه سارا وارد ذهن او شود و اتفاقات را از زاویه نگاه او تجربه کند؛ چون خود سارا نیز نسبت به همه‌چیز بی‌اعتماد است؛ هم نسبت به فردی که به او کمک می‌کند، یعنی ارمیا ادریسی، و هم نسبت به اتفاقاتی که در طول داستان برایش رخ می‌دهد.
به همین دلیل، تلاش کردم خواننده نیز همراه سارا در فضایی میان ابهام، حقیقت و خیال قرار بگیرد و نتواند به‌سادگی تشخیص دهد کدام اتفاق واقعاً رخ داده و کدام بخش حاصل ذهن و برداشت‌های اوست. در بخش پایانی کتاب نیز اتفاقاتی رخ می‌دهد که طبیعتاً نمی‌توانم جزئیات آن را برای مخاطبانی که هنوز کتاب را نخوانده‌اند بیان کنم، چون بخشی از تعلیق داستان بر همین مسئله استوار است.
در واقع، «صخره مقدس» بخشی از یک مجموعه سه‌گانه است. کتاب بعدی این مجموعه را انتشارات سوره مهر منتشر می‌کند و موضوع آن به جنگ ۱۲روزه مربوط است. البته تعدادی از شخصیت‌های «صخره مقدس» نیز در آن کتاب نیز حضور دارند، اما فعلاً نمی‌خواهم درباره جزئیات این ارتباط صحبت کنم تا برای خواننده‌ها جنبه غافلگیری و سورپرایز داستان حفظ شود.
کتاب سوم نیز درباره جنگ رمضان و اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی است که به‌تازگی نوشتن آن را تمام کرده‌ام. بنابراین می‌توان گفت این آثار در یک جهان داستانی مشترک قرار دارند، هرچند لزوماً داستان آنها به شکل مستقیم و پشت سر هم دنبال نمی‌شود.
یکی از تفاوت‌های کتاب‌های بعدی با «صخره مقدس» در نوع روایت است. در «صخره مقدس» به دلیل اتفاقاتی که برای سارا رخ می‌دهد و همچنین با توجه به اینکه می‌خواستیم بخشی از آسیب‌های روحی و روانی واردشده به افراد در زندان‌های اسرائیل را نشان دهیم، راوی غیرقابل اعتماد بود و ابهام نقش مهمی در روایت داشت. ساختار کتاب نیز تا حدی دایره‌وار بود و در پایان دوباره به ابتدای داستان بازمی‌گشت و مخاطب باید در طول روایت، بخشی از اتفاقات و نشانه‌ها را رمزگشایی می‌کرد.
قوی‌ترین شخصیت‌های من در بسیاری از آثارم، شخصیت‌های زن هستند
اما در کتاب‌های بعدی تلاش کرده‌ام روایت خطی‌تر باشد. این آثار شخصیت‌های متفاوتی دارند و درباره موضوعاتی مانند شهدای هسته‌ای و برخی عملیات‌های اطلاعاتی دیگر هستند. در آنها همچنان تعلیق وجود دارد، اما ابهام «صخره مقدس» را ندارند و مخاطب با یک روایت خطی‌تر مواجه است.
به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نوشتن در حوزه ادبیات امنیتی برای زنان، این است که این ژانر تا حد زیادی در اختیار و سیطره نویسندگان مرد بوده است. بسیاری از چهره‌هایی که در این حوزه شناخته شده‌اند، مرد هستند و اینکه یک زن بخواهد وارد این فضا شود، در این ژانر جای پای خودش را باز کند و اثرش را منتشر کند، به خودی خود یک چالش جدی است.
چالش دیگر، راستی‌آزمایی اطلاعات و اتفاقاتی است که در داستان روایت می‌شود. در رمان امنیتی، اگر شما حتی یک کلمه را اشتباه بنویسید یا درباره یک موضوع، اطلاعات نادرست یا محل تردیدی ارائه کنید، ممکن است کل داستان و روایت زیر سؤال برود. بنابراین، دسترسی به منابع درست، بررسی اطلاعات و مشورت گرفتن از افراد مطلع، بخش مهمی از فرایند نوشتن این آثار است.
علاوه بر این، وقتی قرار است چند کتاب در یک جهان داستانی نوشته شوند، باید ارتباط میان شخصیت‌ها، اتفاقات و جزئیات مختلف نیز به‌درستی طراحی شود. من در واقع یک جهان داستانی برای این مجموعه ساخته‌ام و تلاش می‌کنم حتی اگر کتاب‌ها مستقل از یکدیگر خوانده شوند، به شکلی با هم ارتباط داشته باشند.
بنابراین، ساختن این جهان داستانی، حفظ ارتباط میان آثار، انجام راستی‌آزمایی، استفاده از منابع درست و گرفتن مشاوره‌های لازم، از جمله چالش‌هایی است که در مسیر نوشتن رمان‌های امنیتی با آنها مواجه هستم.

آریا جوان


* در بیشتر آثارتان، شخصیت‌های اصلی دختر یا زن هستند. آیا زن بودن شخصیت‌ها باعث می‌شود به دلیل تجربه زیسته مشترک، همذات‌پنداری بیشتری با آنها داشته باشید و بتوانید احساسات و واکنش‌هایشان را دقیق‌تر روایت کنید؟
نویسنده معمولاً بخشی از تجربه زیسته خودش را وارد شخصیت‌ها، به‌ویژه شخصیت‌های اصلی داستان، می‌کند؛ بخشی از حالات روحی، تجربه‌هایی که داشته یا حتی چیزهایی که دوست داشته اتفاق بیفتد. من هم طبیعتاً بخشی از این تجربه‌ها و نگاه شخصی خودم را وارد شخصیت‌ها کرده‌ام.
اما در عین حال، قصدم این بود که شخصیت‌های قهرمان داستان متوازن باشند و هر کدام، چه زن و چه مرد، وزن و نقش مشخصی در پیشبرد داستان داشته باشند. می‌خواستم نشان دهم که مقاومت فقط چهره مردانه ندارد و می‌تواند چهره‌ای زنانه نیز داشته باشد.
به نظرم نباید همه روایت‌های مربوط به زنان به نقش‌هایی مانند مادر شهید، خواهر شهید یا همسر شهید محدود شود. این نقش‌ها بسیار مهم هستند، اما در بسیاری از روایت‌ها، زنان در همین جایگاه‌ها باقی می‌مانند و نقش‌های دیگری که در میدان داشته‌اند، کمتر دیده می‌شود.
ما در طول تاریخ، چه در ایران و چه در سرزمین‌های اسلامی دیگری مانند فلسطین، زنانی داشته‌ایم که در دوره‌های مختلف نقش بسیار مهمی بر عهده داشته‌اند و حتی بخش مهمی از بار مبارزه و مقاومت بر دوش آنها بوده است؛ چه پیش از انقلاب و چه در جریان انقلاب و سال‌های پس از آن. من می‌خواستم نشان بدهم که زنان نیز می‌توانند و توانسته‌اند نقش بسزایی در میدان داشته باشند.
شاید به همین دلیل است که قوی‌ترین شخصیت‌های من در بسیاری از آثارم، شخصیت‌های زن هستند. احساس می‌کنم زنان در بسیاری از موقعیت‌ها حالات روحی یکدیگر را بهتر درک می‌کنند و می‌توانند شرایط و واکنش‌های یکدیگر را راحت‌تر بفهمند. همین مسئله به من کمک کرده تا شخصیت‌های زن را با جزئیات بیشتری بنویسم.
البته همیشه تلاش می‌کنم متن من جنسیتی نباشد؛ یعنی مخاطب نتواند به‌راحتی تشخیص دهد که این اثر را حتماً یک زن نوشته یا یک مرد. سعی می‌کنم شخصیت‌های مرد را هم به همان اندازه جدی بگیرم و به آنها بپردازم. در نهایت، هدفم این بود که در کنار حفظ تعادل میان شخصیت‌های زن و مرد، نشان دهم مقاومت و نقش‌آفرینی در آن فقط به یک جنسیت محدود نمی‌شود.
این کتاب، اگرچه در ژانر امنیتی، جاسوسی و اطلاعاتی قرار می‌گیرد، در واقع درباره هویت و پیدا کردن ریشه‌های فردی نیز هست. شخصیت اصلی ما، سارا، در جریان سفری که دارد ــ چه در واقعیت، چه در خیال و چه در دوران اسارت ــ به نوعی با مسئله هویت خودش مواجه می‌شود.
سارا یک برادر دوقلو دارد که روحیات و اعتقادات متفاوتی با او داشته است. از طرف دیگر، این زن که در فرانسه زندگی می‌کرد نیز روحیات و اعتقادات متفاوتی دارد و سارا در طول این مسیر، با این تفاوت‌ها و با بخش‌هایی از گذشته خودش مواجه می‌شود.
در پایان کتاب، قوس شخصیتی سارا را می‌بینیم؛ اینکه چگونه در طول این مسیر به هویت گمشده خودش می‌رسد. در واقع، برادرش بخشی از حقیقتی است که سارا در زندگی خودش به دنبال پیدا کردن آن است و این جست‌وجو، در نهایت برای او به نوعی «سفر قهرمان» تبدیل می‌شود.
* اگر بخواهیم عملیات طوفان‌الاقصی را در یک جمله تعریف کنیم، شما خودتان این عملیات را چگونه توصیف می‌کنید؟
سخت است که بخواهم عملیات طوفان‌الاقصی را در یک جمله تعریف کنم، چون با یک عملیات بسیار گسترده مواجه بودیم. اما اگر بخواهم به‌طور خلاصه درباره آن بگویم، شاید بتوان گفت طوفان‌الاقصی، بیش از آنکه صرفاً یک عملیات باشد، جرقه‌ای برای نزدیک شدن به یک مرحله جدید و افزایش آگاهی بشریت بود.
پیش از این عملیات، به نظر من بسیاری از مردم جهان نسبت به اتفاقاتی که در فلسطین و غزه رخ می‌داد، آگاهی کافی نداشتند و اطلاعات به شکل گسترده به آنها نمی‌رسید. اما بعد از طوفان‌الاقصی، این موضوع در سطح بسیار وسیع‌تری دیده شد و مردم در نقاط مختلف جهان نسبت به مسئله فلسطین آگاه شدند.
امروز این آگاهی را می‌توان در میان اقشار مختلف مردم، سلبریتی‌ها، سیاستمداران و حتی در مواضع برخی کشورها مشاهده کرد؛ کشورهایی مانند اسپانیا که مواضع حمایتی نسبت به فلسطین داشته‌اند. بنابراین، اگر بخواهم یک تعبیر برای آن انتخاب کنم، طوفان‌الاقصی را می‌توان جرقه‌ای برای افزایش آگاهی بشریت و ورود به یک مرحله جدید دانست؛ مرحله‌ای که به نظر من می‌تواند مقدمه‌ای برای نزدیک شدن به فاز نهایی این تحولات باشد.


نظرات شما