آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر در این برنامه رونمایی که در عصر پاییزی ۸ مهر ماه برگزار شد، چهرههایی همچون اسدالله امرایی، مترجم و منتقد، میرطاهر مظلومی، بازیگر و صداپیشه، و مصطفی علیزاده، نویسنده و منتقد، حضور داشتند.
در ابتدای برنامه یکی از داستانهای کتاب «زن کاغذی» و سپس داستان مبتنی بر آن از زاویه دید جدید از کتاب تازه منتشر شده نویسنده خوانده شد.
مصطفی علیزاده، نویسنده و منتقد، در این برنامه گفت: این کتاب تکمیلکننده زن کاغذی است. این داستانها عمدتاً راوی زن دارند و این کتاب جدید تکمیلکننده آن و از زاویه دیدهای تازه است.
وی افزود: نویسنده کار جسورانهای کرده که سراغ داستانهایی رفته که هشت سال پیش با نگاه و جهانبینی آن زمان و در فضای اجتماعی آن دوره نوشته شدهاند و حالا تصمیم گرفته آنها را از زاویه دید دیگری ببیند.
علیزاده ادامه داد: مگر نمیشود یک کتاب را چند بار خواند و هر بار، به تناسب زمانه و تجربهای که داریم، ادراک جدیدی از آن پیدا کنیم؟ وقتی ما به عنوان خواننده میتوانیم چنین برخوردی با یک اثر داشته باشیم، چرا نویسنده نمیتواند به سراغ داستانهای قبلی خود برود و با زاویه دید جدید، فرصت کشف جدیدی برای ما فراهم کند؟
وی تصریح کرد: این کار جسورانه بود و معمولاً نویسندهها انجام نمیدهند.
این نویسنده و منتقد با اشاره به نمونههایی در ادبیات گفت: عباس معروفی رفت سراغ بوف کور صادق هدایت و «پیکر فرهاد» را نوشت، از این نمونهها در ادبیات کلاسیک زیاد داریم اما اینکه نویسنده به سراغ داستان خود برود، کمتر اتفاق میافتد. همین آزموده شدن این تجربه ارزشمند است.
در ادامه برنامه اسدالله امرایی، مترجم و منتقد، نیز در این مراسم اظهار کرد: من با آثار خانم مسکنی آشنا بودم و قبلاً آنها را خوانده بودم. وقتی این مجموعهشان درآمد، اول با این دید نخواندم که داستانهای خودش را برداشته و راوی را عوض کرده است. میخواندم و میدیدم داستانها آشناست.
وی افزود: وقتی کتاب را خواندم و تمام کردم، این حس به من دست داد. یک بار دیگر برگشتم و آن را مرور کردم و دیدم داستان چیز دیگری است.
امرایی ادامه داد: اینکه نویسنده اثر خود را بازبینی کند و دوباره بنویسد و به آن اضافه یا از آن کم کند، چیز تازهای نیست. حتی نویسندههایی داریم که زیر یک سقف زندگی میکردند و داستانهایی نوشتهاند که شبیه هم بوده، اما از زاویههای مختلف روایت شدهاند.
وی با اشاره به نمونهای از آثار ادبی گفت: یک نمونه مشهور، «کلیسای جامع» کارور است. داستان دیگری هم هست که زن کارور داشته که همین حکایت است اما باقی داستان از روایت زن است.
امرایی افزود: داستانهایی هم هستند که یک موضوع دارند، اما دو نویسنده آنها را نوشتهاند و دوگانه هستند. این نوینسده و مترجم ایرانی در نهایت نظر خود را نسبت به کتاب مثبت اعلام کرد.
میرطاهر مظلومی، بازیگر و صداپیشه، نیز در ادامه این برنامه گفت: در سینما هم چنین اتفاقی افتاده است.
وی افزود: «لورانس لورا» که یک اپیزود از سه زاویه بررسی میشود، نمونهای از این اتفاق است.
مظلومی ادامه داد: در این کتاب نیز سوررئال شاعرانه در بستر داستان جاری است. حالا این پنجره از دو روایت بود و یک نگاه مردانه و زنانه داشت که خودش یک نقطه دراماتیک شکل میدهد و آن را خیلی جذاب میکند.
وی به شباهت این موضوع در سینما و ادبیات اشاره کرد و گفت ادبیات در سینما تبدیل به موجود زنده میشود؛ زمانی که احساس درست و در نتیجه تحلیل درستی داشته باشد.