سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۵

اندیشه

در پرونده هواپیمای اوکراینی، حق با چه کسی بود؟

در پرونده هواپیمای اوکراینی، حق با چه کسی بود؟
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: پدافند، فقط شلیک در لحظه حمله نیست؛ سال‌ها آماده‌باش، شناخت تهدید، تسلط بر فناوری و تصمیم‌گیری در لحظه‌ای است که چند ثانیه می‌تواند سرنوشت یک عملیات را تغییر دهد. شهید داوود شیخیان بخش مهمی از عمر خود را در همین میدان گذراند؛ فرمانده‌ای که از یک نوجوان علاقه‌مند به ساخت‌وساز و کارهای فنی، به یکی از نیروهای متخصص و فرماندهان پدافند هوافضای سپاه تبدیل شد.
شیخیان از همان کودکی روحیه‌ای متفاوت داشت. ساختن وسایل مختلف، طراحی و تجربه‌های فنی بخشی از خاطرات دوران کودکی او بود؛ ویژگی‌ای که بعدها در مسیر نظامی‌اش نیز خود را نشان داد. حضور در مدرسه سپاه، فعالیت در گروه مکانیک رادار، گذراندن دوره تخصصی سامانه پدافندی «تور» در روسیه و تسلط بر جزئیات فنی، او را به نیرویی تبدیل کرد که توانایی تحلیل و حل مسائل پیچیده را داشت. طراحی و راه‌اندازی سامانه‌های متحرک پدافندی و ایده تبدیل کشتی به سکوی پرتاب موشک، از جمله نمونه‌هایی است که در روایت زندگی او به چشم می‌خورد.
نام شهید شیخیان اما بیش از همه با عملیات انهدام پهپاد آمریکایی «گلوبال هاوک» در خرداد ۱۳۹۸ گره خورده است؛ عملیاتی که فرماندهی و مدیریت آن، یکی از نقاط مهم کارنامه نظامی او را شکل داد. با این حال، زندگی او فقط در اتاق فرماندهی و میدان نظامی خلاصه نمی‌شد؛ توجه به خانواده، ارتباط نزدیک با نیروها، نظم، شوخ‌طبعی و حساسیتش به جزئیات، تصویری متفاوت از این فرمانده جوان ارائه می‌دهد.
به بهانه هفته دفاع مقدس، انتشار مجموعه تازه«آسمان‌دار»، درباره زندگی و کارنامه شهید داوود شیخیان با زینب‌سادات طباطبایی، نویسنده اثر، به گفت‌وگو پرداختیم.
* ما معمولاً در کتاب‌های روایت شهدا یا با یک راوی اصلی، مثل همسر، فرزند یا یکی از اعضای خانواده شهید، همراه می‌شویم یا روایت در قالب تاریخ شفاهی و از زبان شاهدان و نزدیکان شکل می‌گیرد؛ اما شما در این کتاب، روایت زندگی شهید داوود شیخیان را به‌صورت روایت‌های متعدد و از زبان افراد مختلف پیش برده‌اید. چرا این شیوه را انتخاب کردید؟ آیا می‌خواستید به‌جای ساختن یک روایت یکپارچه از زندگی شهید، تصویری چندوجهی از شخصیت و عملکرد او ارائه دهید؟ این شیوه چه کمکی به شناخت دقیق‌تر داوود شیخیان کرده است؟
بله، ارائه یک تصویر چندوجهی از شهید شیخیان کاملاً عامدانه بود. زمانی که در مسیر شناخت ایشان پیش رفتم و ابعاد مختلف زندگی‌شان را بررسی کردم، به این نتیجه رسیدم که با شخصیتی مواجه هستم که وجوه متعددی دارد و از جهات مختلف می‌تواند برای مخاطب قابل الگوبرداری باشد.
سبک زندگی شهید شیخیان به‌گونه‌ای بود که نمی‌توان او را صرفاً یک نظامی یا یک مدیر توانمند دانست. در هر بخشی که وارد شدم، چه در حوزه شغلی و مدیریتی، چه در زندگی خانوادگی، رفتارهای شخصی و حتی در زمینه عبادت، با ویژگی‌هایی ارزشمند و قابل توجه مواجه شدم. همین موضوع برای من اهمیت داشت و نشان می‌داد که می‌توان از زندگی ایشان، فراتر از یک روایت نظامی، یک الگوی سبک زندگی استخراج کرد.
سردار موسوی، فرمانده نیروی هوافضا، تأکید داشتند که این آثار به سالگرد شهادت شهدا در خردادماه برسد. بنابراین تیم نویسندگان با تمام توان و به‌صورت فشرده کار کرد تا کتاب در موعد مقرر آماده شود
از همین رو تلاش کردم روایت زندگی شهید شیخیان از جنبه‌های مختلف و از زاویه نگاه‌های متفاوت ارائه شود تا مخاطب بتواند با ابعاد انسانی و شخصیتی ایشان ارتباط بیشتری برقرار کند. به نظرم همین چندوجهی بودن روایت، امکان نزدیک‌تر شدن مخاطب به شخصیت شهید و بهره‌گیری از تجربه و سبک زندگی او را فراهم می‌کند و امیدوارم این شیوه روایت مورد توجه خوانندگان نیز قرار گرفته باشد.
* پیش از انتشار این کتاب، اطلاعات و روایت‌های چندانی درباره شهید داوود شیخیان در دسترس مخاطب نبود و همین کتاب می‌توانست به یک منبع جامع برای شناخت ابعاد مختلف زندگی و فعالیت‌های او تبدیل شود. با توجه به این ظرفیت، چرا حجم روایت‌های ثبت‌شده در کتاب نسبتاً محدود است؟ این مسئله بیشتر به کمبود منابع و دسترسی به شاهدان و خانواده برمی‌گردد یا در انتخاب و شیوه تدوین روایت‌ها ملاحظات دیگری هم وجود داشته است؟
موضوع این بود که قرار بود این کتاب جامع‌تر از آنچه امروز ارائه شده، باشد. همان‌طور که مستحضرید، کار ما در فاصله میان جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان آغاز شد و استارت اولیه آن تقریباً در شهریورماه زده شد. ایده اصلی نیز این بود که مجموعه‌ای درباره فرماندهان نوشته شود. من حدود آذرماه به گروه ملحق شدم و از همان ابتدا می‌دانستیم که با محدودیت زمانی مواجه هستیم؛ به‌ویژه اینکه بسیاری پیش‌بینی می‌کردند احتمال وقوع اتفاقات و تحولات جدید وجود دارد.
از سوی دیگر، سردار موسوی، فرمانده نیروی هوافضا، تأکید داشتند که این آثار به سالگرد شهادت شهدا در خردادماه برسد. بنابراین تیم نویسندگان با تمام توان و به‌صورت فشرده کار کرد تا کتاب در موعد مقرر آماده شود.

آریا جوان


در ادامه، با آغاز جنگ رمضان، شرایط پژوهش نیز تغییر کرد. دسترسی ما به برخی افراد و اطلاعات محدود شد. تعدادی از افرادی که قرار بود با آنها به‌طور مستقیم مصاحبه کنیم نیز به شهادت رسیدند. برای مثال، بسیار علاقه‌مند بودم با سردار تنگسیری درباره دوره حضور شهید شیخیان در بندرعباس و فعالیت‌های ایشان در آن مقطع گفت‌وگو کنم که متأسفانه با شهادت ایشان این فرصت از دست رفت.
از سوی دیگر، بخشی از اطلاعات و اسناد نیز طبقه‌بندی‌شده بود و طبیعتاً امکان دسترسی به همه اسناد برای ما وجود نداشت. با این حال، به لطف خدا، در بخش مربوط به خانواده شهید محدودیتی نداشتیم. خانواده شهید شیخیان با روی باز ما را پذیرفتند و همسر شهید، مادر محترم ایشان و دیگر اعضای خانواده همکاری بسیار خوبی با گروه داشتند. از همین‌جا لازم می‌دانم از همه آنها تشکر کنم.
با وجود این محدودیت‌ها، تصور می‌کنم بیش از ۷۰ درصد از مصاحبه‌ها و بخش‌هایی که برای پیشبرد این پژوهش در نظر گرفته بودیم، انجام شد. اما پس از جنگ، عملاً دسترسی ما به برخی منابع و افراد قطع شد و در نهایت، آنچه امروز ارائه شده، حاصل همین میزان از پژوهش و مصاحبه‌هاست.
با این حال، معتقدم زندگی شهید شیخیان همچنان جای کار بسیار زیادی دارد و می‌توان در آینده روایت جامع‌تر و کامل‌تری از زندگی و شخصیت ایشان ارائه کرد. امیدوارم این اتفاق با عنایت خود شهید رقم بخورد و زمینه برای ادامه این پژوهش و تکمیل روایت زندگی ایشان فراهم شود.
* با توجه به حساسیت‌ها و چالش‌های زیادی که پرونده هواپیمای اوکراینی داشت و حالا ابعاد بیشتری از نقش شهید شیخیان در بررسی و پیگیری این حادثه مطرح شده، فکر می‌کنید مطرح شدن این بخش تا چه اندازه می‌تواند نگاه مردم به این ماجرا و حتی شناختشان از خود شهید شیخیان را تغییر دهد؟ به‌خصوص اینکه نقش او در این پرونده تا امروز چندان مطرح و شناخته‌شده نبوده است.
موضوع هواپیمای اوکراینی، به‌دلیل ابعاد و پیامدهای آن، یک مسئله ملی بود. در این ماجرا، شهید شیخیان به‌عنوان فردی متخصص و مورد اعتماد، با دستور مستقیم شهید حاجی‌زاده مأموریت یافت تا در بررسی و تعیین تکلیف این پرونده نقش داشته باشد. به نظر من، حضور ایشان در این موضوع از جهات مختلف اهمیت ویژه‌ای داشت؛ چراکه از یک سو باید حقوق جان‌باختگان و خانواده‌های آنها پیگیری می‌شد و از سوی دیگر، میزان قصور و مسئولیت سازمان‌ها و مجموعه‌های مختلف درگیر در این حادثه مشخص می‌شد.
بر اساس بررسی‌هایی که شهید شیخیان انجام داد، تلاش شد میزان قصور هر یک از طرف‌های درگیر در این ماجرا مشخص شود. به اعتقاد من، ایشان در این مأموریت به‌عنوان یک نیروی متخصص و کارآمد عمل کرد و تلاش داشت موضوع با دقت و بر مبنای واقعیت‌های موجود بررسی شود.
البته همان‌طور که می‌دانید، بخشی از اطلاعات مربوط به این پرونده همچنان ناشناخته است و برخی اسناد نیز در زمره اسناد طبقه‌بندی‌شده قرار دارد و دسترسی عمومی به آنها محدود است. بنابراین نمی‌توان درباره همه ابعاد این پرونده اظهارنظر کرد. با این حال، در حد اطلاعات و اسنادی که در اختیار شهید شیخیان قرار داشت، تلاش ایشان بر این بود که هم حقوق جان‌باختگان و خانواده‌های آنها پیگیری شود و هم از حیثیت و آبروی نظام و نیروهای نظامی دفاع شود.
از نگاه من، یکی از ویژگی‌های مهم عملکرد شهید شیخیان در این پرونده این بود که تلاش کرد میان این دو موضوع تفکیک قائل شود؛ یعنی دفاع از حقوق جان‌باختگان را در کنار بررسی دقیق مسئولیت‌ها دنبال کند و اجازه ندهد حقی از هیچ‌یک از طرفین ضایع شود. در نهایت نیز تلاش ایشان بر این بود که حق به حقدار برسد و موضوع با بررسی مسئولیت‌ها و میزان قصور هر مجموعه به سرانجام برسد.
* یکی از اتفاقات مهمی که در کتاب به آن پرداخته‌اید، شکل‌گیری ایده تبدیل شناورها به سکوهای موشک‌انداز در بندرعباس است. این ایده دقیقاً چگونه شکل گرفت و نقش شخصی شهید شیخیان در تبدیل یک ایده اولیه به یک اقدام عملی چه بود؟
ایده تبدیل شناورها به سکوهای موشک‌انداز، در سطح فرماندهان مطرح شده بود و قرار بود برای اجرای آن پیگیری‌های لازم انجام شود. با این حال، به نظر من، اجرای چنین پروژه‌ای به فردی مانند سردار شیخیان نیاز داشت؛ چراکه کارهای بزرگ را باید افراد توانمند و مسئولیت‌پذیر دنبال کنند.
ایشان وقتی وارد بندرعباس شد، به جای نادیده گرفتن تجربه نیروهای موجود، از ظرفیت و تجربه آنها استفاده کرد و زمینه رشد و ارتقای نیروهای همان مجموعه را فراهم آورد
شهید شیخیان این پروژه را از صفر تا صد پیگیری کرد و در تمام مراحل ساخت و عملیاتی شدن آن حضور و نظارت داشت. سرکشی‌های لازم، پیگیری مراحل مختلف و اقداماتی که برای به سرانجام رسیدن پروژه ضروری بود، زیر نظر ایشان انجام شد و در نهایت این طرح به نتیجه رسید.
* در ماجرای گلوبال هاوک، بیشتر از لحظه شلیک و انهدام هواپیما شنیده‌ایم؛ اما پشت آن تصمیم، ماه‌ها کار اطلاعاتی، رصد و آمادگی عملیاتی وجود داشته است. شهید شیخیان در این بخش از ماجرا چه نقشی داشت که کمتر در روایت‌های عمومی دیده شده است؟
درباره سرنگونی گلوبال هاوک، ماه‌ها کار اطلاعاتی و رصد این پرنده انجام شده بود و نیروها نیز در بالاترین سطح آمادگی قرار داشتند. با این حال، به نظر من نکته‌ای که اهمیت ویژه‌ای دارد، شجاعت در لحظه تصمیم‌گیری است. این پرنده پیش از آن نیز بارها در محدوده آسمان ایران حضور پیدا کرده بود، اما صدور فرمان برای هدف قرار دادن آن، تصمیمی بود که نیازمند شجاعت و پذیرش تبعات آن بود.
از نگاه من، شهید شیخیان در آن مقطع چنین جسارتی داشت که پس از بررسی شرایط، پیامدها و سود و زیان اقدام، تصمیم نهایی را اتخاذ کند و فرمان سرنگونی را صادر کند. به همین دلیل معتقدم در روایت این عملیات، در کنار ماه‌ها کار اطلاعاتی و آمادگی نیروها، باید نقش تصمیم‌گیری و شجاعت شهید شیخیان نیز مورد توجه قرار گیرد.
کارهای بزرگ را افراد بزرگ انجام می‌دهند و به نظرم این بخش از زندگی شهید شیخیان همچنان جای روایت بیشتری دارد. حتی بخشی از توانمندی و جسارتی که امروز در نیروهای مستقر در خلیج فارس و تنگه هرمز شاهد هستیم، ریشه در تجربه‌ها و اقداماتی دارد که نیروهایی مانند شهید شیخیان در سال‌های گذشته پایه‌گذاری کردند.
برای آشنایی بیشتر با این بخش از زندگی شهید شیخیان، پیشنهاد می‌کنم مستند «چشم شیطان» نیز دیده شود؛ این مستند درباره عملیات سرنگونی گلوبال هاوک است و تصاویر و روایت‌هایی از خود شهید شیخیان و توضیحات ایشان درباره این عملیات در آن وجود دارد.
* در کتاب، با وجود مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مهم نظامی شهید شیخیان، از این بخش‌ها بیشتر به‌صورت اشاره‌های کوتاه عبور کرده‌اید و جزئیات چندانی از فعالیت‌های عملیاتی و فرماندهی او ارائه نشده است. این محدودیت به کمبود منابع و ملاحظات اطلاعاتی برمی‌گشت یا در روند پژوهش و تدوین کتاب، دلیل دیگری برای پررنگ نکردن این بخش وجود داشت؟
طبیعتاً در این پژوهش با محدودیت‌هایی مواجه بودیم؛ از جمله محدودیت منابع و اسناد که با توجه به ملاحظات امنیتی، امری طبیعی است. با وجود همکاری بسیار خوب مجموعه هوافضا و همکارانمان، باید در نظر داشت که شرایط کاملاً جنگی بود. همان‌طور که اشاره کردم، ما در فاصله میان جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان مشغول جمع‌آوری اطلاعات بودیم و دسترسی به برخی فرماندهان و همکاران شهید حاجی‌زاده و شهید شیخیان برایمان امکان‌پذیر نبود. برای مثال، امکان گفت‌وگو با خود شهید حاجی‌زاده و برخی از همکاران ایشان را نداشتیم و این موضوع بر روند پژوهش تأثیر می‌گذاشت.
با این حال، نگاه من از ابتدا این بود که کتاب صرفاً به فعالیت‌های نظامی شهید شیخیان محدود نشود. معتقدم درباره عملکرد نظامی ایشان، همچنان ساعت‌ها می‌توان تحقیق کرد، گفت‌وگو انجام داد و آثار دیگری تولید کرد و این موضوع ظرفیت بسیار زیادی برای پژوهش دارد. اما هدف من در این کتاب، بیشتر الگوسازی برای اقشار مختلف بود و این زمانی امکان‌پذیر می‌شد که تمام وجوه شخصیتی حاج‌داوود شیخیان مورد بررسی قرار گیرد، نه فقط کارنامه نظامی ایشان.

آریا جوان


به همین دلیل تلاش کردم در کنار پرداختن به فعالیت‌های نظامی و مدیریتی، ابعاد خانوادگی، شخصی، اخلاقی و دیگر وجوه زندگی شهید نیز دیده شود تا مخاطب بتواند شخصیت ایشان را در ابعاد مختلف بشناسد و امکان الگوبرداری از سبک زندگی او برای گروه‌های مختلف فراهم شود.
* در ماجرای بندرعباس، به‌جای انتقال همه ظرفیت‌ها از تهران، نیروهای همان منطقه برای کار با سامانه‌های پدافندی توانمند شدند. این تجربه چه تصویری از نقش «نیروی انسانی» در پیشرفت توان دفاعی کشور به دست می‌دهد؟
به نظرم یکی از نقاط قوت شخصیتی شهید شیخیان، سبک مدیریتی ایشان بود؛ سبکی که مانند سبک زندگی‌اش قابلیت الگوبرداری دارد و می‌تواند برای مدیران امروز نیز آموزنده باشد.
یکی از آسیب‌هایی که گاهی در نظام مدیریتی با آن مواجه هستیم، تغییرات گسترده نیروها با ورود یک مدیر جدید و جایگزین کردن افراد نزدیک و آشنا به جای نیروهای قبلی است. در مقابل، رفتار شهید شیخیان در این زمینه متفاوت بود. ایشان وقتی وارد بندرعباس شد، به جای نادیده گرفتن تجربه نیروهای موجود، از ظرفیت و تجربه آنها استفاده کرد و زمینه رشد و ارتقای نیروهای همان مجموعه را فراهم آورد. به این ترتیب، تجربه‌ای که در منطقه شکل گرفته بود حفظ شد و به مدیر بعدی منتقل شد.
من هنوز هم می‌توانم نمونه‌های متعددی از قدردانی نیروهایی را نشان بدهم که در آن دوره در بندرعباس حضور داشتند و همچنان از شهید شیخیان به نیکی یاد می‌کنند. آنها ایشان را مدیری توانمند و استراتژیست می‌دانند.
به نظرم این موضوع می‌تواند پیام روشنی برای مدیران اجرایی داشته باشد؛ اگر قرار است پیشرفتی اتفاق بیفتد، باید از مسائل کوچک و ضعف‌های جزئی شروع کرد و در کنار آن، به نیروهای بومی و ظرفیت‌های موجود اعتماد داشت. نتیجه چنین رویکردی را نیز می‌توان در عملکرد شهید شیخیان در بندرعباس دید؛ مجموعه‌ای از تجربه، اعتماد به نیروها و اصلاح تدریجی مسائل که در نهایت به دستاوردهایی مانند مقابله با گلوبال هاوک منجر شد.
* در کتاب، پیشرفت توان پدافندی فقط حاصل یک فرمانده یا یک سامانه نیست؛ مجموعه‌ای از نیروهای متخصص، آموزش، تجربه میدانی و همکاری میان بخش‌های مختلف در آن دیده می‌شود. اگر بخواهید این مسیر را از زاویه «چگونه به این توانمندی رسیدیم؟» باتوجه به نقش شهید شیخیان روایت کنید، نقطه شروع آن را کجا می‌دانید؟
به نظر من، نقطه شروع این توانمندی به پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد؛ زمانی که جوانان و نیروهای انقلاب به خودباوری رسیدند و این باور شکل گرفت که می‌توان بسیاری از نیازهای کشور را با تکیه بر توان داخلی تأمین کرد.
در ادامه، چند نقطه عطف مهم در مسیر رسیدن به این توانمندی شکل گرفت که یکی از مهم‌ترین آنها جنگ تحمیلی بود. در دوران دفاع مقدس، کمبود امکانات، محدودیت منابع و مشکلات مالی ما را به این سمت سوق داد که برای ایجاد یک دفاع مؤثر و در عین حال کم‌هزینه، راهکارهای بومی و متناسب با شرایط کشور ایجاد کنیم. در همین مسیر، استفاده از موشک و پهپاد به جای اتکا به هواپیما و همچنین توسعه سامانه‌های پدافندی بومی مورد توجه قرار گرفت.
جنگ دوازده‌روزه را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های پدافندی کشور دانست. در جریان این جنگ، نقاط ضعف، کمبودها و مشکلات موجود آشکارتر شد و همین مسئله امکان شناسایی و رفع آنها را فراهم کرد
از سوی دیگر، به‌تدریج نیاز به یکپارچه‌سازی سامانه‌های دفاعی نیز احساس شد؛ ضرورتی که شهید شیخیان در تحقق آن گام‌های بزرگی برداشت. تلاش برای ایجاد یک شبکه یکپارچه دفاعی و تقویت همکاری و هماهنگی میان ارتش و سپاه، بخشی از همین مسیر بود.
به نظر من، دو جنگی که پشت سر گذاشتیم، بخشی از ثمرات همین تلاش‌ها را نشان داد. مسیری که در حوزه پدافند با هدف یکپارچه‌سازی و تقویت توان دفاعی آغاز شده بود، امروز نیز در حال تکمیل است و این دستاورد را می‌توان تا حد زیادی مرهون شجاعت، مدیریت و نگاه باز شهید شیخیان دانست.
* اگر فعالیت شهید شیخیان را نه از زاویه «دستاورد نهایی»، بلکه از مسیر رسیدن به آن بررسی کنیم، چه موانعی در مسیر بومی‌سازی و حل مسائل پدافندی وجود داشت که معمولاً در روایت‌های رسمی از دستاوردها دیده نمی‌شود؟ آیا در جریان پژوهش و گفت‌وگوهایی که برای این کتاب داشتید، اصلاً به روایت یا اطلاعاتی درباره این موانع و چالش‌ها رسیدید که بتواند این بخش از مسیر را برای مخاطب روشن کند؟
طبیعتاً در مسیر بومی‌سازی و توسعه توانمندی‌های پدافندی، موانع و مشکلاتی وجود دارد، اما معتقدم در شرایط جنگی، درگیر کردن افکار عمومی با جزئیات این مسائل لزوماً کمکی به حل آنها نمی‌کند. رفع این موانع، وظیفه مجموعه‌های تخصصی و نظامی است و به نظر می‌رسد نیروهای نظامی در همین مسیر در حال پیگیری و برطرف کردن مشکلات هستند.

آریا جوان


همان‌طور که مسائل سیاسی و اقتصادی باید در اندیشکده‌ها و مجموعه‌های تخصصی مربوط به خود بررسی شوند، مسائل فنی و عملیاتی حوزه دفاعی نیز نیازمند بررسی کارشناسی در مجموعه‌های تخصصی نظامی است. به اعتقاد من، مجموعه‌های نظامی مسیر خود را برای شناسایی و رفع موانع به‌درستی دنبال می‌کنند و هر سازمان و مجموعه‌ای نیز در حال شناسایی نقاط ضعف و «باگ‌ها»، بررسی مشکلات و تلاش برای اصلاح آنهاست. در مجموع، این روند برای رفع موانع و تکمیل توانمندی‌های بومی در حال پیگیری است.
* شهدای پدافند با وجود نقشی که در حفظ امنیت آسمان کشور داشته‌اند، در مقایسه با برخی حوزه‌های دفاعی کمتر شناخته شده‌اند و حتی درباره بعضی از آنها اطلاعات بسیار محدودی وجود دارد. عنوان «آسمان‌داری» هم از همین نقش سخن می‌گوید؛ اما در روایت شهید شیخیان می‌بینیم پشت این آسمان‌داری، سال‌ها آموزش، کار فنی، تجربه، آزمون‌وخطا و حل مسئله وجود داشته است. فکر می‌کنید پرداختن به همین مسیرِ کمتر دیده‌شده چقدر می‌تواند به شناخته‌شدن شهدای پدافند و فهم اینکه این توانمندی چگونه شکل گرفته، کمک کند؟
در مسیر رشد توانمندی‌های دفاعی و پدافندی کشور، باید به این نکته توجه داشت که در دوران جنگ ایران و عراق، بسیاری از سامانه‌های ما قدیمی بودند، اما همین سامانه‌های راداری نیز توانایی شناسایی و رهگیری پرنده‌های دشمن را داشتند؛ به‌گونه‌ای که حتی ورود هواپیماها به حریم کشور به مردم اطلاع داده می‌شد. در آن مقطع نیز عراق از اطلاعات و داده‌هایی که آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در اختیارش قرار می‌دادند، استفاده می‌کرد.
امروز اما شرایط کاملاً متفاوت است. از یک سو، سطح فناوری و پیچیدگی تجهیزات نظامی در سال‌های گذشته به‌شدت افزایش یافته و با هواپیماهای پیشرفته، رادارگریز و شناسایی مواجه هستیم و از سوی دیگر، طرف اصلی تقابل ما آمریکا است. بنابراین طبیعی است که الزامات و پیچیدگی‌های پدافند نیز نسبت به گذشته تغییر کرده باشد.
به نظر من، جنگ دوازده‌روزه را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های پدافندی کشور دانست. در جریان این جنگ، نقاط ضعف، کمبودها و مشکلات موجود آشکارتر شد و همین مسئله امکان شناسایی و رفع آنها را فراهم کرد. اگر بخواهیم تخصصی به موضوع نگاه کنیم، کار پدافند در بسیاری از موارد پیچیده‌تر از آفند است؛ چراکه باید در یک جغرافیای گسترده و متنوع، از نقاط مختلف کشور در برابر تهدیدهای متعدد و پیشرفته حفاظت کرد.
نمونه این پیچیدگی را می‌توان در تجربه رژیم صهیونیستی مشاهده کرد. با وجود سرمایه‌گذاری گسترده‌ای که این رژیم طی سال‌ها بر سامانه‌هایی مانند گنبد آهنین انجام داده بود، در جنگ دوازده‌روزه توان موشکی ایران توانست بخش‌هایی از محدودیت‌های این سامانه‌ها را آشکار کند. در جنگ رمضان نیز شاهد هدف قرار گرفتن اهدافی در منطقه بودیم. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که برخورداری از توان آفندی، زمانی می‌تواند بازدارندگی مؤثرتری ایجاد کند که در کنار آن، توان پدافندی متناسب و قدرتمندی نیز وجود داشته باشد.

آریا جوان


این موضوع برای ایران اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه کشور ما از نظر جغرافیایی پهناور و متنوع است و حفاظت از چنین سرزمینی، نیازمند سامانه‌های پدافندی گسترده، هماهنگ و پیشرفته است. به همین دلیل، تقویت پدافند باید هم‌تراز توسعه توان آفندی مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، هدف من از این کار، اگر خداوند قبول کند، صرفاً روایت بخشی از فعالیت‌های نظامی شهید شیخیان نبود. تلاش کردم شخصیتی را معرفی کنم که به نظر من می‌تواند یک الگوی ویژه و چندبعدی باشد. شهید شیخیان در کنار توانمندی‌های فنی و مدیریتی، از ویژگی‌های اخلاقی، جهان‌بینی اسلامی و روحیه انقلابی برخوردار بود و همین مجموعه ویژگی‌هاست که شخصیت او را برای معرفی به نسل جوان و اقشار مختلف جامعه قابل توجه می‌کند.
به نظرم زندگی شهید شیخیان همچنان حرف‌های تازه زیادی برای گفتن دارد و می‌توان درباره ابعاد مختلف زندگی و سبک مدیریتی و شخصی او آثار بیشتری تولید کرد و این ویژگی‌ها را به نسل جوان و گروه‌های مختلف جامعه معرفی کرد.


نظرات شما