آریا جوان - پژوهشهای علمی جدید در حال به چالش کشیدن کلیشههای دیرینه درباره تفاوتهای جنسیتی در «همدلی» هستند؛ کلیشههایی که قرنها همدلی را صفتی زنانه و قدرت و قاطعیت را ویژگیهایی مردانه معرفی کردهاند.
به گزارش خبرفوری، از نگاه تاریخی، حتی موفقیت و رهبری نیز مسیری مردانه تلقی میشد. فیلسوف انگلیسی مری آستل در قرن هجدهم نوشته بود وقتی زنان دستاوردی بزرگ دارند، گویی «مردانی با دامن» بودهاند. این نگاه تا امروز، هرچند پنهانتر، همچنان در فرهنگها و ساختارهای اجتماعی دیده میشود.
آیا زنان ذاتاً همدلترند؟
همدلی معمولاً بهعنوان توانایی درک احساسات و افکار دیگران تعریف میشود و دو بُعد دارد: همدلی شناختی (درک ذهنی احساسات) و همدلی عاطفی (واکنش احساسی به رنج دیگران). سالهاست که مطالعات نشان میدهد زنان بهطور متوسط در آزمونهای همدلی نمرات بالاتری میگیرند.
بیشتر بخوانید: چگونه محل بزرگ شدن بر شخصیت شما تأثیر میگذارد
سایمون بارون کوهن، روانشناس دانشگاه دانشگاه کمبریج، معتقد است مغز زنان «برای همدلی» و مغز مردان «برای نظامسازی» سیمکشی شده است. او نقش هورمون تستوسترون جنینی را در این تفاوتها برجسته میکند.
نقد «اسطوره مغز زنانه »
اما بسیاری از دانشمندان این دیدگاه را سادهانگارانه میدانند. جینا ریپون، عصبپژوه، میگوید تفاوتهای درون هر جنس بسیار بیشتر از تفاوت میان زنان و مردان است. به بیان دیگر، همه زنان همدل نیستند و همه مردان هم فاقد همدلی.
مطالعات ژنتیکی بزرگ نیز نشان دادهاند تنها حدود ۱۰ درصد تفاوتهای فردی در همدلی به ژنتیک مربوط است. وارون وریر تأکید میکند که محیط و تجربههای اجتماعی نقش بسیار پررنگتری دارند.
نقش تربیت و قدرت
بسیاری از پژوهشگران معتقدند زنان نه به دلیل زیستشناسی، بلکه بهدلیل اجتماعیشدن همدلتر به نظر میرسند. دختران از کودکی تشویق میشوند «مهربان» و مراقب دیگران باشند، در حالی که از پسران انتظار میرود مستقل و قاطع باشند.
از سوی دیگر، قدرت نیز همدلی را کاهش میدهد. افرادی که در موقعیتهای فرودست اجتماعی یا اقتصادی هستند، معمولاً در خواندن احساسات دیگران دقیقترند. از آنجا که زنان به شکلی تاریخی قدرت کمتری داشتهاند، نیاز بیشتری به درک ظریف احساسات اطرافیان پیدا کردهاند.
همدلی، مهارتی آموختنی
پژوهشهای جدید نشان میدهد همدلی ثابت نیست و میتوان آن را یاد گرفت. ناتان اسپرنگ از دانشگاه دانشگاه مکگیل میگوید مغز در طول زندگی توان یادگیری همدلی را دارد.
در یک آزمایش، زمانی که به مردان گفته شد مردان نیز میتوانند همدل باشند، تفاوت جنسیتی در نمرات همدلی ناپدید شد. حتی انگیزه مالی نیز باعث افزایش همدلی در هر دو جنس شد؛ نشانهای روشن از نقش انتظارات اجتماعی.
پیامدهای یک کلیشه خطرناک
این کلیشه که همدلی زنانه و قدرت مردانه است، پیامدهای جدی دارد. زنان بهعنوان رهبر کمتر جدی گرفته میشوند و مردان، بهدلیل فشار برای پنهانکردن احساسات، بیشتر در معرض انزوا و حتی خودکشی قرار میگیرند.
به گفته نیال هانلون از دانشگاه فنی دوبلین، جامعه آرامآرام به سمت بازتعریف مردانگی پیش میرود؛ مردانگیای که بر مراقبت، همدلی و وابستگی متقابل تأکید دارد. در نهایت، علم پیام روشنی دارد: همدلی نه زنانه است و نه مردانه؛ انسانی است و هرچه بیشتر آموخته و تشویق شود، جامعه سالمتر و عادلانهتری شکل خواهد گرفت.