آریا جوان -
به گزارش خبرگزاری مهر، در ۸۵ سال گذشته، آلمانِ امروز، سه دوره تاریخی متفاوت داشته است: دوران سیاه هیتلر با میلیونها قربانی و ویرانی، حکومت مستبد آلمان شرقی با ساختار امنیتیِ سرکوبگر (استازی) و اقتصادی فروپاشیده، و آلمان متحد فدرال با دموکراسی و اقتصاد بازارِ اجتماعی که به سوّمین اقتصاد جهان بدل شد. پرسشی بنیادین پدید میآید: چرا مردمی واحد و از یک تبار، در این سه دوره چنین سرنوشتهای متضادی را تجربه کردند؟ کتاب پیشرو، پاسخ را در استراتژی راهبری و شیوه حکمرانی می داند: «از دیکتاتوری به آزادی و از آزادی به توسعه».
در کتاب «آزادی و توسعه»، آنگِلا مِرکِل، اولین زن صدراعظم آلمان، زندگی، تفکّر و مدیریت سیاسی خود را تشریح میکند. او که در آلمان شرقی بزرگ شد و دکترای فیزیک کوانتوم گرفت، بعد از سقوط دیوار برلین (1989) وارد عرصه سیاست شد و توانست قدرتمندترین سمت اجراییِ آلمان متّحد را بهدست آورد و بمدت ۱۶ سال از ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ آنرا حفظ کند. در خاطراتش، مِرکِل به تجربه دو نیمه عمرش در دو نظام کاملاً متفاوت، «کمونیسم و دموکراسی»، میپردازد، و نشان میدهد چگونه این تجربیات شکلدهنده دیدگاه او درباره آزادی، توسعه و حکمرانی بوده است.
چند پیام کلیدی ِمرکِل که در کتاب برجسته شدهاند:
«خشنودی درونی مردم، رفاه ملت و توسعه آلمان» اولویت اول او بود.
میگفت: آزادی بدون دموکراسی، حاکمیت قانون و رعایت حقوق مردم ممکن نیست.
رو راست بودن با مردم را عامل اعتماد میدانست و میگفت: نباید به یکدیگر و به دیگران دروغ بگوییم.
پذیرش اشتباه، اعتراف شجاعانه و تلاش برای اصلاح آن را بخشی از اصول اخلاقی رهبری میدانست.
سادهزیست بود و لباس ساده میپوشید. مِرکِل بارها گفته بود: من مانکن نیستم، لباس ساده، نماد خدمت است.
برای آگاهی از وضع مردم و قیمتها، غالباً (آخر هفته)، شخصاً برای خرید به سوپرمارکتها میرفت.
آنجا که منافع ملی حکم میکرد سکوت میکرد و هر جا لازم بود جسورانه میجنگید.
میگفت: در زندگی چیزی بدتر از امیدهای درهم شکسته وجود ندارد.
جنگ را همیشه نماد شکست دیپلماسی و سیاست میدانست.
وی کمتر سخنرانی میکرد و میگفت: من صدراعظم هستم، نه موعظه گر!، بجای حرف زدن، باید تصمیم بگیرم.
وی مدیریت سازمان خصوصی سازی «تروی هَند» را به کامیکازه (عملیات انتحاری خلبانان ژاپنی) تشبیه میکرد.
بخش دوم کتاب سرشار از صحنههای واقعی از گفتوگو با رهبران جهانی (بوش، پوتین، بلر، اولاند و سارکوزی، اوباما، ترامپ و ...)، لحظات دشوار تصمیمگیری، و تحلیل نقاط عطف تاریخ معاصر است مانند:
بحران مالی جهانی، بحران یورو و بحران مالی یونان، بحران مهاجرانِ پناهجو، جنگ اوکراین، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت)، اجلاسهای جهانی جی 7 و جی 20، اختلافات درون اتحادیه اروپا، مناقشات گرجستان، افغانستان و بالکان، ریاست جمهوری ترامپ، محیط زیست، ظهور قدرتهای اقتصادی جدید چین و هند و همهگیری جهانی کرونا.
آنگِلا مِرکِل در سال 2021، به فعالیت سیاسی خود پایان داد، مردم آلمان بمنظور قدرشناسی از وی، در یک زمان مشخص، چند دقیقه از پنجره خانههایشان برای او دست زدند. و با آنکه میدانستند او فرزندی ندارد، وی را مامان صدا میکردند چون مِرکِل را نماد مادرِ ملت میدیدند.
در این کتاب خواهید دید که:
این آلمان بود که مِرکِل را ساخت! و سپس اجازه داد که مِرکِل، آلمان را بسازد.
علی اشرف افخمی، کنشگر توسعه اقتصادی، در ادامه نگارش مقالات و کتابهایی در زمینه بیان تجربیاتِ کشورهایِ موفقِ جهان مانند: مالزی، سنگاپور، امارات، عربستان، اندونزی، ویتنام و چین، به برگردان این کتاب که فراتر از مرور خاطرات سیاسی، بلکه منشوری عملی در زمینه حکمرانی و نیاز مخاطبان امروز کشور است، اهتمام ورزید. با این امید که رهبران، زمامداران، مدیران و کسانی که به توسعه این سرزمین کُهن میاندیشند، آنرا مطالعه کنند، بیاموزند و بکار بندند. افزون بر این، آموزه های مِرکِل، مورد توجّه زنان فرهیخته این مرز و بوم قرار گیرد.
افخمی معتقد است «هیچ رویدادی ازجمله توسعه، اتفاقی نیست» و بمنظور دستیابی به توسعه پایدار بایستی: از تجارب موفق جهان درس آموخت، عالِمانه اندیشید، نقشه راه ترسیم کرد و برای تحققش تلاش نمود، باید خسته نشد و خستگی را خسته کرد.